پیچِ بنبست

بذار یـــــــــخخخ کنم تو هوای بدت
تو برفـــــــی ترین لحظه هامم الان
بذار به زمستونت عادت کنم

می دونم امیدی به این خونه نیس
بذار تو همین خونه ی روی آب
آدم برفیاتو عبادت کنم

یه خط، رد پای تو این سمتِ در
یه خط، تارمویِ تُو رو پیرهنم
جهانم از این خطِ فرضی، پُره

من از دیدن خوابِ این صحنه هم
شبیه یه دیوونه می شم که توو
یه بالن
رو ابرا

هوا می خوره!

تــــهِ پیـــــــچِ بنبســـــــتِ اسفندماه
می دونن قدم های سرما زده م
که راهی به اردیبهشــــــتِ تو نیس

می دونن که یک عمـــــر آدم شدن
یه شرطه برای زمین خوردنم
رسیدن به سیبِ بهشتِ تو نیس

یه خط، رد پای تو این سمتِ در
یه خط، تارمـــــووویِ تُو رو پیرهنم
جهانم از این خــــــــــــطِ فرضـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی، پُره

من از دیدن خوابِ این صحنه هم
شبیه یه دیوونه می شم که توو
یه بالـــن
رو ابراااا

هوا می خوره!

قدمهاتو از خلوتم دووور کن
حالا که نمی شه مساوی بشیم
هنوزم یه راهی واسه باخت هست!

از این نقطه ی پــــوچ آغوش من
از این جای دنیای من رد نشو
بدعادت بشه کار من ساخته ست!

یه خط، رد پای تو این سمتِ در
یه خط، تارمویِ تُو رو پیرهنم
جهانم از این خطِ فرضی، پُره

من از دیدن خوابِ این صحنه هم
شبیه یه دیوونه می شم که توو
یه بالن
رو ابرا

هوا می خوره!

از این نویسنده بیشتر بخوانید: