((گذشته ها گذشته))

قصه ی دل بستن و دل شکستن /// قصه ی تکراریه روزگاره
سهم یه عاشق از تموم دنیا /// حسرت و دلتنگی و انتظاره
رفتی و من موندم و جای خالیت /// تو این شبای سرد و بی ستاره
خشک شده چشمه ی اشکم انگار /// وای اگه امشب آسمون نباره

هر کی تو زندگیش یه راهی داره /// راهه تو سبز و راهه من خزونه
به بیکسیم عمریه خو گرفتم /// میگن خدا یاوره بیکسونه
پرسیدی من بی تو چه حسی دارم؟ /// حسه یه تشنه تو کویر و صحرا
که آب و میبینه ولی میدونه /// نمیرسه به اون سراب زیبا

وقتی رسیدنی تو کار نباشه /// سهم دله شکسته انتظاره
گفتی میخوای بیای ولی نمیشه /// بدت نیاد..اینم یه جور شعاره!
راستی بهت نگفته بودم اون شب /// که بیخبر رفتی قناریمون مرد
اون گل سرخی م که کاشته بودی /// تو گلدونه بلور خونه پژمرد

رفتی و من موندمو عکس ماهت /// که روز و شب شاهده بیکسیمه
به جای دست گرم و مهربونت /// رو صورتم نوازشه نسیمه
نیستی ببینی رفتنت چه ها کرد /// با منو با یاس سپید خونه
اون علفای هرز ناامیدی /// باز توی خونه مون زده جوونه

داغ نبودنت یکی دو تا نیست /// لحظه به لحظه زندگیم تباهه
غربت و انتظار و چشم براهی /// بدتره از مرگ..خدا گواهه
تو کوچه ها باد خزون پیچیده /// شاید طبیعتم دلش گرفته
هر کی باید یه جور آتیش بگیره /// تو حسرته خاطره های رفته

روزی هزار بار از خودم میپرسم /// چی شد که کارمون رسید به اینجا؟
تقصیر سرنوشت و بازیاش بود؟ /// یا اون توقعات پوچ و بیجا
گذشته ها گذشته اما یادت /// هنوز دلیلی واسه پرسه هامه
تو نیستی اما قاب عکس خالیت /// سنگ صبوره درد و غصه هامه

تنگه غروبه باز دلم گرفته /// کوچه پر از برگای خشک و زرده
عقل میگه:سنگه دلش که رفته /// دل میگه:مهربونه..برمیگرده!

من همونم..همون که آرزوم بود /// تو آسمونت یه پرنده باشم
خودت بگو..وقتی تو نیستی پیشم /// با چه امیدی دیگه زنده باشم؟؟

(۱۲اردیبهشت ۱۳۹۱)

826
۷۸

  • سلام وخسته نباشید خدمت دوستان آکادمی گلم.. این شعر (یعنی میشه)شاعرش یه دختری هست بنام ساناز که دوسال پیش شعروبرای این آقاسرودن وتودفترشون نوشتن که الآن شعروبرداشتن وکپی برداری کردن واین حسین سلیمانی شعروبنام خودش زده وشعروتوآکادمی پخش کرده.این آقااصلانه ترانه سراونه خواننده هستن وادعای ترانه سرایشم میشه .دوستان هوای ترانه هاتون رو داشته باشیدکه این آقاکپی برداری نکنه وبزنه بنام خودش. حتماپیگیری کنید.یادتون نره .. باتشکر
  • :-) =D> =D> @};-
  • سلام . فوق العاده بود . شما که اینقدر زیبا می نویسید ، بهتر نیست روی موضوع عشق از دیدگاه مثبت ، بیشتر کار کتید ؟ =D> =D> =D>
    • درود به نرگس عزیز ممنونماز حضور و نگاه مهربانانه ت بهتر که چرا بهتره اما دوست من بادی حال و هواش هم باشه خب دعا کن این احساس به سراغم بیاد به روی چشم مثبت هم خواهم گفت سبز بمانی @};-
      • امیدوارم همیشه احساسات مثبت و انرژی بخش مهمان دل شما باشن @};-
  • خیلی زیبا بود جناب مقدم @};- @};-
  • سلام ..زبان شیرین و عاطفی و پرحسی دارد این ترانه ..بسیارهم دلنشینه.زیباست. @};- @};- @};- @};- @};- @};- =D>
  • جناب مقدم عزیز هنوز از دلنوشته هات درس میگیرم و لذت میبرم @};- @};-
  • احساس میکنم وزن شادتر از اونی هست که بشه مضمون غمگین شما رو باهاش همراه کرد. ببینید این بند رو: داغ نبودنت یکی دو تا نیست /// لحظه به لحظه زندگیم تباهه غربت و انتظار و چشم براهی /// بدتره از مرگ..خدا گواهه اگه از وزنای غمگین تر استفاده میکردید احتمالا تاثیر بیشتری میذاشت رو مخاطب. هرچند همین هم اشک ملتو دراورده. @};- @};- @};-
    • اقا یاسر دیگ چه تاثیری ازاین بیشتر؟؟ :-S بالاتراز اشک دیگ خودزنی وخودکشی :-S دلت میاد؟؟؟؟ :-(
      • نه والا بخاطر کوثر هم که شده باید فقط با وزن شاد ترانه گفت اینجا. غمگین کار میده دست دختر مردم. @};- @};- @};-
      • بابا کوثر بی خیال ;)) مراقب چشمات باش با احسسسسسساس @};- :-x
      • من چیکار کنم فک کنم تواین اکادمی اخرش کورشم یا خودکشی کنم ;))
    • خب داداش من بخاطر اینه که ترانه رو شاد خوندی اگه کث من با اهنگ غمگین میخوندی جور در میومد مرسی از حضور گرمت @};-
      • این بحث رو که من از خودم درنیوردم عزیز دل برادر. خودتون استادید و میدونید بعضی اوزان بیشتر مناسب مضمون شاد هستن و بعضیها مناسب مضامین غمگین. بله حتا قرآن رو میشه با ساز و آواز و طربناک خوند که آدم رو به رقص بیاره هم میشه سوزناک و مرثیه وار خوند تا اشک ملت رو دربیاره. ولی فارغ از نحوه خوندن خواننده . وزن یه سری ترانه ها شاد و وزن یه سری ترانه ها غمگین هست که خودتون بهتر از من می دونید. @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • حرفت کاملا صحیحه داداش ولی باور کن اون ملودی که هنگام سرودنش توی ذهن من بود کاملا ملایم و غمگینه اما خب نظرت برام قابل احترامه رفیق @};-
      • حرفت کاملا صحیحه داداش ولی باور کن اون ملودی که هنگام سرودنش توی ذهن من بود کاملا ملایم و غمگینه اما خب نظرت برام قابل احترامه رفیق @};- @};-
      • حرفت کاملا صحیحه داداش ولی باور کن اون ملودی که هنگام سرودنش توی ذهن من بود کاملا ملایم و غمگینه اما خب نظرت برام قابل احترامه رفیق @};- @};- 8->
      • بحث فقط این ترانه شما نیست آقای مقدم. این رو بعنوان موضوعی فراموش شده تو آکادمی مطرح کردم که حتا خودم اطلاعات کمی راجع بهش داشتم. شاید این مقاله کمکی به افزایش دانسته هامون راجع به اوزان شاد و غمگین بکنه: عوامل موثر در چگونگی و حالت موسیقیایی وزن شعر پارسی عبارتند از : یک) نسبت هجاهای کوتاه به هجاهای بلند : اصولا در زبان فارسی واژگانی که شماره ی نسبی هجاهای کوتاه «شدید» در آن ها نسبت به هجاهای بلند بیشتر باشد، حالت عاطفی شدیدتر یا مهیج تری را به شنونده یا خواننده القاء می کنند و به عکس، واژگانی که شماره ی نسبی هجاهای بلند «ضعیف» در آن ها نسبت به هجاهای کوتاه بیشتر است، موجب حالت عاطفی ملایم تر و سنگین تری در مخاطب می شوند. از آنجا که ساختمان واژگان زبان فارسی به گونه ای است که هجاهای کوتاه آن کم تر از هجاهای بلند است، معمولا زیادترین حد هجاهای کوتاه نسبت به هجاهای بلند در اوزان شعری نصف به نصف است. اینک برای نمونه دو وزن گوناگون را در ابیات ذیل با هم مقایسه می کنیم مُرده بُدم، زنده شدم؛ گریه بُدم، خنده شدم دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم روزگارست این که گه عزت دهد، گه خوار دارد چرخِ بازیگر ازین بازیچه ها بسیار دارد وزن نخست که هر مصراع آن از چهار «مفتعلن» تشکیل شده، نسبت هجاهای کوتاه به بلندش هشت به هشت است؛ اما وزن دوم در هر مصراع چهار «فاعلاتن» دارد که این نسبت در آن چهار به دوازده است؛ یعنی هجاهای بلند آن سه برابر هجاهای کوتاه است. پس وزن نخست باید تندتر و مهیج تر باشد و چنین است. همچنین وزن «مُفتعِلُن، فاعِلُن، مُفتعِلُن، فاعِلُن» بیت : آه که دریای عشق بار دگر موج زد وز دل من هرطرف چشمه ی خون برگشاد با نسبت هجاهای کوتاه به بلندِ شش به هشت تندتر و شادتر است از وزن «فاعلاتن، فاعلن، فاعلاتن، فاعلن» بیت : گر به بستان بی تویم، خار شد گلزار ما ور به زندان با توایم، گل بروید خار ما زیرا نسبت هجاهای کوتاه به بلند آن کمتر از بیت پیشین (یعنی چهار به ده) است. دو) ترتیب قرار گرفتن هجاهای کوتاه و بلند : دیدیم که هجاهای کوتاه مانند آهنگ های تند، شاد و هیجان انگیزند؛ ولی آیا تنها همین عامل در حالت موسیقایی وزن دخالت دارد ؟ آیا زیاد بودن شماره ی نسبی هجاهای کوتاه همیشه و به طور یکسان وزنی تند و شاد پدید می آورد ؟ پاسخ این سوال منفی است؛ اگر دو وزن ذیل را که نسبت هجاهای کوتاه به بلند، در هر دو، شش به هفت است، مورد توجه قرار دهیم، موضوع بهتر روشن می شود : دی سحری بر گذری گفت مرا یار شیفته و بی خبری، چند ازین کار ؟! «مُفتعِلُن، مُفتعِلُن، مُفتعِلُن، فَعْ»؛ ای ستاره ها که بر فراز آسمان بر جهان ما نظاره گر نشسته اید ! «فاعِلاتُ، فاعِلاتُ، فاعِلاتُ، فَعْ». می بینیم که علی رغم یکسان بودن نسبت هجاهای کوتاه به بلند در هر دو، وزن بیت نخست، شاد و ضربی و رقص انگیز است؛ در حالی که وزن بیت دوم، سنگین و غمناک به نظر می رسد. پس عامل دیگری نیز در حالت موسیقایی وزن دخالت دارد و آن، ترتیب قرار گرفتن هجاهای کوتاه و بلند است؛ زیرا در بیت نخست، ترتیب هجاهای کوتاه و بلند به صورت دو هجاهای کوتاه در میان دو هجای بلند است، ولی در بیت دوم، به طور متناوب، یعنی یک هجای بلند و یک هجای کوتاه، یک هجای بلند و یک هجای کوتاه و اختلاف دو وزن تنها در همین عامل است. مقایسه ی این دو وزن با سه وزن زیر که در تعداد و نسبت هجاهای کوتاه و بلند، با آن دو وزن یکسانند، بر نقش عامل ترتیب هجاهای کوتاه و بلند در حالت موسیقایی وزن بیشتر تاکید می کند. کو آنکه ز غم دست به جایی زدمی ؟ یا در طلب وصل تو راهی زدمی ؟ «مَفعولُ، مَفاعیلُ، مَفاعیلُ، فعَلْ» که مساوی است با وزن : «مُستفعِلُ، مُستفعِلُ، مستفعِلُ، فعْ»؛ این وزن که وزن اصلی رباعی است، وزنی شاد و خوش است. بنفشه رُسته از زمین به طرف کُهسار و یا گسسته حور عین ز زلف خود تار «مَفاعِلُن، مَفاعِلُن، مَفاعِلُن، فَعْ»؛ این وزن، ضربی و یکنواخت و نسبتا شاد است. خُنک آن را که به علم و به عمل هر شب به سرای اندر با فرش و ازار آید «فَعَلاتُن، فَعَلاتُن، فَعَلاتُن، فَعْ»؛ که وزنی سنگین است. چون در این اوزان، نسبت هجاهای کوتاه و بلند یکسان (یعنی شش به هفت) است، با درنظر گرفتن ترتیب توالی هجاها، می توان نتایج زیر را گرفت : 1) هجاهایی که دارای نظم های زیرند، شادند : 1. دو هجای کوتاه میان دو هجای بلند«مُفتَعِلُن »؛ 2. دو هجای کوتاه بعد از هجای بلند«مُستَفعِل »؛ 3. هجاها متناوب و در آغاز هجای کوتاه «مَفاعِلُن» . 2) هجاهایی که دارای نظم های زیرند، سنگین و ناشادند : 1. دو هجای بلند بعد از دو هجای کوتاه «فَعَلاتُن »؛ 2. هجاها متناوب و در آغاز هجای بلند «فاعِلاتُ» . به هر حال عامل «نظم» در حالت موسیقایی وزن بسیار تاثیر دارد. برای بهتر دریافتن رابطه ی ترتیب هجاهای کوتاه و بلند با حالت موسیقایی وزن، دو بیت زیر را که وزن آن ها متفاوت اما واژگان و مضمونشان یکسان است، در نظر می گیریم : یار ز من دل ربود، یار ز من رخ نهفت یار ز من جان بخواست، یار دل از من برُفت ز من دل ربود یار، ز من رخ نهفت یار ز من جان بخواست یار، دل از من برُفت یار شعر نخست که بر وزن «مُفتَعِلُن، فاعِلُن، مُفتَعِلُن، فاعِلُن» است، بسیار تند و ضربی و سبک و شاد است و وزنِ بیت دوم «مَفاعیلُ، فاعِلُن، مَفاعیلُ، فاعِلُن»، سنگین تر و آرام تر است. دو بیت زیر که نسبت هجاهای کوتاه و بلند آنها یکسان (هردو هشت به هشت) است، نیز رابطه ی ترتیب هجاهای کوتاه و بلند را با حالت موسیقایی وزن، به خوبی نشان می دهند : نه شبم، نه شب پرستم، که حدیث خواب گویم چو غلام آفتابم همه ز آفتاب گویم صنما ! خرگه توام که بسازی و برکـَنی قلمیم به دست تو که تراشی و بشکنی وزن نخست «فَعَلاتُ، فاعِلاتُن، فَعَلاتُ، فاعِلاتُن» تند و پر جذبه است، ولی وزن دوم «فَعَلاتُن، مَفاعِلُن، فَعَلاتُن، مَفاعِلُن»، ضربه ای و مقطع با مضمونی شاد و در عین حال با صلابت؛ زیرا در دو بیت فوق، ارکان متفاوتند. اهمیت ترتیب هجاهای کوتاه و بلند تا به آن پایه است که وزن : «مَفعولُ، مَفاعیلُن، مَفعولُ، مَفاعیلُن» بیت : کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد یک نکته از این دفتر گفتیم و همین باشد با نسبت هجاهای کوتاه به بلندِ چهار به ده، علی رغم مضمون حزن انگیزش، تندتر و شادتر است از وزن : «فَعَلاتُن، مَفاعِلُن، فَعَلاتُن، مَفاعِلُن» بیت : صنما ! خرگه توام که بسازی و برکـَنی قلمیم به دست تو که تراشی و بشکنی که نسبت هجاهای کوتاه به بلندش هشت به هشت است. سه) تغییر طولی مصراع ها : با بررسی بیشتر درمی یابیم که عامل دیگری نیز در تعیین حالت و کیفیت موسیقایی وزن، نقشی بسزا ایفا می کند؛ چنان که این عامل، دو عامل پیشین را در این موضوع تحت الشعاع خود قرار می دهد و آن، چیزی جز تغییر طولی مصراع ها نیست. برای مثال اگر وزن «هزج مثمن سالم» را با «هزج مسدس سالم» مقایسه کنیم، می بینیم که اولی وزنی شاد و خوش است و نیز کاربردی بیشتر دارد، ولی دومی چندان شاد نیست و کاربردی بسیار کم دارد. 1. وزن «هزج مثمن سالم»(مَفاعیلُن، مَفاعیلُن، مَفاعیلُن، مَفاعیلُن) : به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم 2. وزن«هزج مسدس سالم»(مَفاعیلُن، مَفاعیلُن، مَفاعیلُن) : شب دوشینه در سودای او خفتم وزان امروز با تیمار و غم جفتم این موضوع در مورد دیگر ارکان عروضی مانند «فاعِلاتُن»، «مُستَفعِلُن» و «فَعَلاتُن» نیز صدق می کند. به طور کلی وزن «مثمن سالم» از «مسدس سالم» خوش تر است. رابطه ی طول مصراع ها با کیفیت موسیقایی وزن، در بحوری که دارای ارکانی گوناگون هستند، بیشتر محسوس است. مثلا وزن :«مَفعولُ، مَفاعِلُن، مَفاعیلُن، فَعْ» که از گونه های وزن رباعی است، وزنی خوش و نرم است : از شمع سه گونه کار می آموزم می گریم و می گدازم و می سوزم حال اگر از آخر این وزن یک هجا حذف کنیم، «مَفعولُ، مَفاعِلُن، مَفاعیلُن»، وزنی سنگین و باصلابت می شود : ای خواجه ! جهان بس حیلی داند از غدر همی به جادوی ماند ولی اگر از آخر آن دو هجای بلند حذف کنیم «مَفعولُ، مَفاعِلُن، فَعولُن»، وزنی تند و ضربی و شاد به دست می آید : ای غره شده به پادشاهی ! بهتر بنگر که خود کجایی چنانکه می بینیم در این سه وزن، تغییر نسبت هجاهای کوتاه به بلند بر تغییر طولی وزن، عاملی فرع است زیرا از وزن نخست یک هجا کاستیم، وزنی خوش به وزنی با صلابت و سنگین بَدَل شد، اما بار دیگر که دو هجا کم کردیم، وزنی تند و ضربی و شاد بدست آمد؛ حال آن که اگر تغییرِ نسبت، عامل اصلی می بود، می بایست با حذف یک هجای بلند دیگر، وزن سنگین تر می شد.
      • خیییییییییلی ممنون.خوشم میاد هرچی یاد میگیری دوست داری به بقیه هم یاد بدی آفرررررررین =D> =D> =D>
      • والا خودم حوصلم نکشید همشو بخونم. شما رو نمیدونم :-))
      • =D> =D> =D> =D> مررررررررررررسی
      • @};- @};- =D> =D> @};- @};-
  • سلام . این که ترانه نبود شاهنامه بود! خیلی طولانی بود مثل بحرالطویل. جسارتآ دو مصرع ریتمش بهم خورده بود که با ریتم صحیح نوشتم: 1:خشک شده دیگه اشک چشمم انگار 2: عقل میگه سنگه دل اونکه رفته در کل بسیار زیبا بود و این همه بیت که با یک ریتم سروده شده نشان از توانایی بالای شما داره. لایک
    • درود فرزاد عزیز اینکه تشبیه به شاهنامه کردیمال اینه که زیاد با کارام اشنا نیستی چون بیشتر کارای من اینجورین ;)) مرسی از حضورت دوست من @};-
  • سلام داداش عباس گل از خوندن كارت واقعا لذت بردم بسيار زيبا بود مرسي لايك تقديمت =D> =D> =D> =D> =D>
  • باز هم مثل هميشه عالي من هر بار ترانه هاي شما رو 2-3 مرتبه پشت سر هم مي خونم و بعد كانت ميذارم واقعا خوبه كاراتون
  • عباس جان سلام خوشحالم كه بازم يه كار خوب ازت خوندم جسارتا چند مورد خشک شده چشمه ی اشکم انگار /// وای اگه امشب آسمون نباره------بنده هم با خووشك اصلا موافق نيستم چون وزن عروضي كارتو بهم ميزنه ------مي توني بذاري خش(ك) شده چشمه هاي اشكم انگار----يه مصرع ديگه هم اين مورد رويت شده ايناهاش نيگاااااااا-------عقل میگه:سنگه دلش که رفته---روي ع بايد بكشي تا وزنت رديف بشه داداش يه جا داري كه ---رفتی و من موندمو عکس ماهت---ولي باز جاي ديگه آوردي---تو نیستی اما قاب عکس خالیت---عكسش كه هست چرا قاب عكسه خالي شد؟؟؟ :-? كارت لايك داشت كه تقديم مي كنيم حضورتون @};- اينم 11
    • مرسی حسین جان در مورد خشک شده چشمه ی اشکم انگار قبلا توضیح دادم در مورد دوم همونجوری که خد ت گفتی بستگی به نوع خوانش داره و بنظرم کش دار که گفته میشهتوی یه ترانه ی ریتمیک بهتر عمل میکنه در مورد عکس هم پسر خوب مگه همه ی عکسا رو توی قاب میذارن؟نمیشه ادم یه عکس جیبی داشته باشه یا توی ذهنش عکس یار نقش بسته باشه؟ حتما باید این عکس توی یه قاب باشه ;)) ممنونم از حضورت گلم @};-
  • کار زیبا و با احساسی بود اما در یه جا به نظرم کار از ریتم خارج میشه و لحن خوانش سخت میشد: " خشک شده چشمه ی اشکم انگار " /// وای اگه امشب آسمون نباره مشکل قافیه هم خیلی توی این بند مشهود هست: تو کوچه ها باد خزون پیچیده /// شاید طبیعتم دلش گرفته هر کی باید یه جور آتیش بگیره /// تو حسرته خاطره های رفته :-/ موفق باشید. :-) @};-
    • درود دوست من در مورد لحن خوانش اینجوری درست میشه: خووشک شده چشمه ی اشکم انگار و در مورد قافیه هم باید بگم از لحاظ علمی درسته قافیه محسوب نمیشن اما در ترانه های ریتمیک فک میکنم قافیه ی آوایی به حساب بیان ممنون از حضورت عزیز دل @};-
  • سلام عباس جان پسندیدم کار قشنگتو @};-
  • سلام آقای مقدم ترانتون واقعا زیبا بود موفق باشین منم یه ترانه نوشتم اسمش هست تو رفتی بعضی از واژ هاش توی ترانه شما هم بکار رفته اما نمی دونم چرا این دفعه منتشر نشده البته هیچ وقت ترانه ی من به خوبی ترانه های شما نمیشه شما واقعا عالی ترانه میگین =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- لایک9 تقدیمتون
  • همیشه ترانه هات عالی و زیبان...همیشه... تبریک @};- @};- @};-
  • عباس جان لایک 8 تقدیمت برادر @};- =D> @};-
  • بسیار زیبا و ملودیک. @};- @};- @};- ترانه خیلی زیبا و روانیه.خصوصاً برای اجرا.از خوندش لذت بردم. ببخشید فکر میکنم یه هجا تو این مصراع جا افتاده (خشک شده چشمه ی اشکم انگار.شاید اینطوری بوده خشک شده چشمه های اشکم انگار)
  • به جای دست گرم و مهربونت /// رو صورتم نوازشه نسیمه ممنون از تصاویر زیبایی که خلق کردید عباس آقا @};- @};- @};-
  • سلام جناب مقدم درست نیس اینجا بگم ولی اینقداحساسی شدم وزیبا بودکه سه بارخوندمش وباهاش گریه کردم سپاس لایک7 :-S :-S
    • درود بر کوثر نازنین خوشحالم که کار رو دوس داشتی و ناراحتم که بخاطر این ترانه اشک ریختی خلاصه که منو دچار یک تضاد احساسی کردی :-? سبز بمانی دوست من @};- @};-
      • نه باهمین اشکاس که ماپیشرفت میکنیم جناب مقدم @};- @};-
  • واقعـــــــن عالی بود =D> هــر چند از شمـــا جــز این انتظــــاری نمیــره =D> =D> @};- @};- خوشحـــالم که هستیـــن و من هر بــار میتــونم از تـــرانه هاتون بیامـــوزم @};- در پناه حق
  • تنگه غروبه باز دلم گرفته /// کوچه پر از برگای خشک و زرده عقل میگه:سنگه دلش که رفته /// دل میگه:مهربونه..برمیگرده! =D> =D> @};- سلام عباس عزیز.عاشقانه زیبایی بود مرسی @};- @};- @};-
  • @};- @};- =D> =D> =D>
  • سلام و درود به شما با اینکه قدیمی بود ولی بازم خوب بود به پای کارای جدیدتون نمیرسه @};- @};-
  • وقتی رسیدنی تو کار نباشه /// سهم دله شکسته انتظاره گفتی میخوای بیای ولی نمیشه /// بدت نیاد..اینم یه جور شعاره! =D> =D> =D> @};- زیبا و خواندنی . لایک
  • سلام عباس عزیز @};- @};- @};- @};-
  • تنگه غروبه باز دلم گرفته /// کوچه پر از برگای خشک و زرده عقل میگه:سنگه دلش که رفته /// دل میگه:مهربونه..برمیگرده! =D> =D> =D> :-) @};-
  • هر کی تو زندگیش یه راهی داره /// راهه تو سبز و راهه من خزونه به بیکسیم عمریه خو گرفتم /// میگن خدا یاوره بیکسونه سلام آقای مقدم واقعا ترانه زیبایی سرودید . مرسی =D> =D> =D> می پسندم @};- @};- @};-
  • داغ نبودنت یکی دو تا نیست /// لحظه به لحظه زندگیم تباهه غربت و انتظار و چشم براهی /// بدتره از مرگ..خدا گواهه @};- @};- @};- @};- البتـــه کل ترانه واقعــا زیبا بود آقای مقدم @};-