ایستگاه قطار / محطه القطار

ایستگاه قطار
عاشقی سخته عزیزم ، قلبِ من در انتظارت
آمدی دیدارم امروز ، با کدوم رنگِ قطارت
روی بال سرنوشتم ، دل به دیدارت نشسته
دیگه امیدی ندارم ، شیشه ی صبرم شکسته
شادی در برج تو خوندم ، مثل خورشیدم قشنگِ
چشم تو مثل ستاره ، می درخشه جنس سنگ
ای نسیم آرزویم ، کشف کن آهِ درونم
کاش می مونه همیشه ، اسم تو سر زبونم
بوق کابوست شنیدم ، پا شدم خوابم نرفته
از سفر تازه رسیدی ، قدم بر می داری سختِ
دلِ من شادِ عزیزم ، اومدی با روی باز
در فضا می باره عطرت ، همسفر با من بساز
معذرت خواهی چه دیره ، مهر تو رو دل چه تیزه
نمی خوام اصلا ببینم ، قطره از چشمت بریزه
رنگ روت چرا پریده ، وقت دیدارت رسید
مدتی دلم ندیده ، از خجالت دم کشید
وقتی تو قلبم نشستی ، ترس و وحشت نم شده
رقص چشمام و ندیدی ، خوش خبر عیدم شده
جاسم ثعلبی (حسّانی) ۲۴/۰۵/۱۳۹۳
۲۰۱۴-۰۸-۱۳
محطه القطار
من هوینه اتعذبینه ، کافی ما باقی اعتذار
سافرت خاطر اشوفک ، ابیا محطه ابیا قطار
واگف اتنطر وصولک ، قلبی مشتاق ابهواک
یمته تنزل ردت اکلمک ، قلبی عطشان او دعاک
البسمه باشفافک شفتهه ، شمس وامضویه النهار
نجمه بعیونک زهت لی ، او صارت ابحبی اختبار
یا هوا النسم علینه ، اکشف الما عنده عین
ریتک اتعاود تجینه ، او تمسح ادموع الحزین
دق هرن جانه النحبه ، قدمت ورده او تحیه
یا هله ابجیته او سفرته ، من قبل جتنی الوصیه
انه فرحان اعلی مودک ، ضیفی او نازل علیه
امن السماء او یمطر حنانک ، والله نورت الثنیه
دیر بالک لا تعاتب ، حبک ابقلبی اسیر
ما الومک لو اشوفن ، دمعه بخدودک تغیر
اتغیرت من شاهدتنی ، اتقدمت لک باشتیاق
الورده بیدی او تارکتها ، مختجل بیها السباق
قلبی دلاک اعلی بیته ، و العشق اصبح جدید
رکصن اعیونی ابجمالک ، الدنیا صارت کلهه عید
جاسم ثعلبی (حسانی) ۲۴/۰۵/۱۳۹۳
۲۰۱۴-۰۸-۱۳

از این نویسنده بیشتر بخوانید: