یه چیزی بگو

 

نشد خونه ی احساسمو به این دوری عادت بدم

همه زندگیم از تو پره نشد ساده از یادت برم

نشد که تنِ یخ زدم با گرمای دستی آب بشه

کویرِ خشکِ احساسِ من با احساسِ تو سیرآبشه

یه چیزی بگو این سکوت داره هردومونو میخوره

نرنجی ازم قلبِ من هنوز از دست تو دلخوره

از اون شب که بارونی بود چشای قلبِ تو تر نشد

نگاهت کردمو بانگات بازم حالِ من بهتر نشد

یه چیزی بگو با سکوت نزار قصه رو تکرار کنیم

منوتو اشتباه کردیمو داریم عشقو انکار میکنیم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: