ویرونه

تقدیم به تمامی هموطنان آذری زبان که هنوز اندوه برجای مانده از حادثه زلزله بر چهره هایشان نمایان است

ویرونه
زمین لرزید ه و خونه ام شده شکل یه ویرونه
هوا سردو زمستونم تو این ویرونه مهمونه
فضای سرد یک چادر واسه شبهام یه تنپوشه
کنار شعله ای آتیش نگاهم سردو خاموشه
تو این اوضاع و این احوال خدا حالم رو میدونه
اونی که من دوسش داشتم تو این ویرونه مدفونه
همه میان همه میرن بازم احوال من اینه
فقط همدردی مردم واسه دردهام یه تسکینه
زمین لرزید ه و خونه ام شده شکل یه ویرونه
هوا سردو زمستونم تو این ویرونه مهمونه
خرابه هارو میسازیم با دست همت مردم
میپیچه مثل اون روزها تو دشتهامون بوی گندم
شاید آرامش خونه به این ویرونه برگرده
ولی اونکه دوسش داشتم به خونه بر نمیگرده
به اینجا بر نمیگرده
کنارم برنمیگرده

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

582
۱۱