غرور

کاشکی میشد که این روزا
یا تو رو از یاد ببرم
یا بتونم از این غرور
به خاطر تو بگـــذرم

کاش میتونستم با نگام
بفهمونم که عاشقم
برای حس پاک تو
فقط منم که لایقم

برای لمس هر نگات
به آسمونا سر زدم
کاشکی می گفتی یه قدم
به خاطر تو اومدم

عطر تو توو هوای من
با هر نفس کنارمی
اوج تپش های منو
نور شبای تارمی

چه کار کردی با دلم
که اینجوری هلاکته
محضر عاشــــقی تویی
سند نگاه پاکته

دوسم داری ولی غرور
شده حصار بینِ ما
میشه یه خواهشی کنم
غرورو بشکن و بیا !

بازنویسی خرداد ۹۳

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

823
۴۹

درباره‌ی ناهید ملکی

با سلام کارشناس زبان انگلیسی علاقه مند به ادبیات و موسیقی هستم. چند کار اجرا شده و چند کار در دست اجرا دارم./// **اتاق سرد/هادی مکی* *خاکستر/سعید شاران** باش و تماشا کن/مهدی اکبری** روزای بی تو/سعید شاران** خاطره/مجید فرشیدی** همین یلدا/محمد عالمی** برای درخواست ترانه با ایمیل من در تماس باشید. nmalekibist@gmail.com یا آی دی من در تلگرام maleki_tarane @ پیج اینستاگرام nahidmaleki9