عشق یک طرفه

توی این خاموشی مفرط، توی این سکوت آبان ماه
عشقمون یک ساله می شه، از ابتدای این راه
تاریک هوای خونه، نشستیم جدا از هم
روی صندلی ای هستیم که روزی چسبیده بود بهم
یه اضطراب دامنگیرنشسته توی اون چشمات
اگه چیزی نگی راحت می خونم درد و از چشمات
بلند می شی می ری انگار که از قبل ساکتو بستی
نگاهم روی قاب عکسی که می گفتی عاشقش هستی
هوای دود سیگارت به حرف انداختم انگار
می خواستی باز کنم حرفو می خواستی؟اما نه انگار!!
بدون یه خداحافظ بدون حتی یک حرفی
نگاه سردت به ساکو در و بستی و تو رفتی
صدای در توی گوشم شکستم خرد شده قلبم
همونجا رو به قاب عکس خشکم زد منم ماتم
دارم دیوونه می شم ای خدا سخته
چه راحت شدم تنها،اون دیگه رفته
هوای دودی و تاریک، غم آلوده اتاق ما
می رم بیرون از این خونه از این بسته هوای خف
از این خونه ی بی احساس و آفت بار
از این خونه که عشق منه از کف رف!
زدم بیرون هوای ابری چشمام نشسته رو دل پیرم
نه می خوام قدم بردارم از این کوچه ی بن بست
نه می خوام ببینم خاطراتم رو دیگه سیرم
هوا سرده،داغ داغونم یه تیکه آتیشه نشسته تو جونم
بخار می شه تمام درد و دلهامو تموم می شم میسوزم خوب میدونم
غرورم بسته به زنجیر بیام پیشت که برگردی!!
تمام عمر این یک سال باهام بودی با نامردی!
این عشق یک طرفم رو کشوندم با خودم یک سال
چقدر نقشه کشیدم عاشقم شی به امیدِ یه صد سال
می دونستم یه روز میری اما نه انقد زود!
نشسته پات اون کسی که داد به دستت دود؟؟!!

از این نویسنده بیشتر بخوانید: