facebook

بغضات میشن پُستای توو فیسبوک
گیرم هزارتا لایکتم دادن
اما چه فایده وقتی هر لحظه
دردا فقط هم پا و همراتن

وقتی که جنس ِ این همه بغضو
هیچ کی نمیفهمه نمیشناسه
وقتی بغل خواب کسی هستی
که مثل فیسبوکه ، بی احساسه

دنیاتو به دستای باد دادی
فیسبوکو گوشیت مرهم دردت
بیزاری از دنیای امروزی
دلسرد شدی از خونه از مَردت

از صب که پا میشی یه ریز گریه
اما شبا لبخند و آرامش
بازم هم آغوشی با معشوقت
بغضای پنهون زیر ِ آرایش

مردی که دنیات بوده این روزا
دنیاتو غرق ِ غصه ها کرده
تنها امیدت اینه که شاید
اون مرد َ سابق روزی برگرده

اونکه حالا دنیاشو گم کرده
اونکه تموم ِ زندگیش دوده
چی به سر دنیای تو اومد
واسه بریدن دخترک ، زوده

میسوزیو میسازی با بغضات
تنها پناهت ، پیج ِ فیسبوکه
وقتی سه چار ساله که هر لحظه
میرقصی با سازی که نا کوکه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: