تردید

یه تردیدی توی چشماته بانو
نمیتونی به عشقت دل ببندی
یه دنیا غم توی چشماته اما
واسه فیلمم شده داری میخندی

توهم دنیات مثه من سوت و کوره
واسه تنهاییات همدم نداری
ته این جاده رو میدونی اما
میترسی توو نبودش کم بیاری

هنوزم دلخوشی به اینکه شاید
یه روزی قدر اشکاتو بدونه
یه روزی با نگاه مهربونش
همه حرفاتو از چشمات بخونه

هنوزم وقتی که عطرش میپیچه
توو چشمات ردی از دریا میبینی
تموم قصه رو با عشق پر کن
که بااین عشق تو معنا میگیری

توهم دنیات مثه من سوت و کوره
واسه تنهاییات همدم نداری
ته این جاده رو میدونی اما
میترسی توو نبودش کم بیاری

از این نویسنده بیشتر بخوانید: