نمی دونی چقدر سخته؟

نمی دونی چقد سخته
ببینی عاشقی اما
اونی که عاشقش بودی
نمونده پای تو تنها

بفهمی خیلی وقته که
تو توو دنیای اون مُردی
یه عمره بی خبر بودی
توو این بازی شکس (ت)خوردی

بازم ذل می زنم اینبار
به عکسی که پُره خاکه
به اون چشمای آرومی
که من حس می کنم پاکه

هنوزم مات چشماتم
چطور اینو نفهمیدی ؟
ببین حتی تووی عکسم
فقط به زور خندیدی

نمی شه باورم اما
باید باور کنم دیره
چطور اینو نفهمیدم
دلت پیشه کسی گیره

حالا بو می کنم عکسو
آره این عطر ، مردونس
باید باور کنم حالا
توو آغوشت یکی دیگس

ترانه سرا : سمیرا اکبرزاده

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی سميرا اكبرزاده

به هر چه می اندیشم جز تاریکی نمی بینم . اما بدان کودکم اندیشه ام را به خاطر تو صیقل می دهم و آنچه را که با قلم بر دار کاغذ رج می زنم به یادگار برایت می گذارم تا در گذر تاریخ ، نگاهت را روشن و راهت را پر از ستاره های امید نماید. آینده در دستان توست که کودک دیروز ، امروز و فردای ایرانم هستی