بمون

بدون تو در این مرداب به دل تنگی گرفتارم
بیا عشق و حضورش را بخوان از لحن گفتارم
تو که رفتی امیدم مرد
گل گلدون دل پژمرد
تو که رفتی خدا با من
نشستو غصه ات را خورد
تو بانوی غزل شعری در این شبهای تنهایی
همانی که از عشق توخیال آشفته شد خوابش
تمام آرزوهایم خلاصه میشود در تو
مراعات النظیری تو میان ماه و مهتابش
بمون با من در این راه گذشت از شب
بمون بی من نمی تونی
بمون بی تو نمی تونم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: