***حس مشترک***

*****احساس مشترکی از *****
*سعید سروی و پگاه دهقانی*

از من که دور میشی
دلشوره می گیرم
جون میدم از گریه
اما نمی میرم

دلتنگ تو میشم
بارون که می باره
یه عمره تنهایی
تنهام نمی ذاره

برگرد و با دستات
از این غصه دورم کن
پاهام که می لرزه
تو بی عبورم کن

رو قرص ما هرشب
چشماتو می بینم
تو برگردی من
بدجوری خوش بینم

*************

من هم شب و روزم
لبریز از درده
دستاتو کم دارم
دستام همش سرده

خیلی پشیمونم
دنیام یه کابوسه
سهمی ازت می خوام
اندازه بوسه

دلتنگ اون روزام
روزای بارونی
که چتر شه دستاتو
رومو بپوشونی

دلگیرم از این که
آسون رهات کردم
فرصت بدی بازم
می خوام که برگردم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: