شب جدایی

این اولین شبِ جدایی مونه امشب و طاقت بیارم بسمه
از فردا عادت می شه این جدایی مثل همین داغی که رو دسمه
ساده تر از اونی که فکر می کردم رفتی و پاگذاشتی روی حرفات
یه مرگ مغزی ام که گرچه زنده ست اما گذاشتنش توو لیست اموات
چشماتو راحت روی هم بذار و حتی بجای من ِ دلخون بخواب
امشب باید تا صبح خرابش کنم خونه ای که ساخته بودم روی آب
یه امشب و ازت خبر ندارم دارم می میرم آخه دلواپسم
یه وقتی از خواب نپری ، نترسی تو رو به هرکی می پرستی قسم!!
قرار نبود که سهم ِ آینده تو از من و روزگار من بگیری
سپردمت به بغضِ این ترانه من اول و تو آخر مسیری
تقاص چی رو پس گرفتی ازم ببین چه راحت از سرت وا شدم
کجای انسانیتت گم شدم که زیر پاهای تو پیدا شدم
من که هنوزم باورم نمی شه حرفِ یکی میون نباشه چرا !!!
اشک منو دیدی و ساده گفتی ببخش دیگه تموم شده ست ماجرا !!

از این نویسنده بیشتر بخوانید: