آخرین بار

دارم میرم با این تصمیم،که دیگه برنمیگردم
تو میگی مرده و قولش،تو میگی خیلی نامردم
نذار دستاتو توو دستام،ازین وابستگی رد شو
نذار باور کنم خوبی،فقط یک امشبو بد شو
غرور من نمیذاره، که چشمات خیسو تر باشه
به این قیمت که احساسم،پیشت نا معتبر باشه
نه دست من نه دست تو،اینا تقصیره اجباره
نمونه حرفی بین ما، که امشب آخرین باره
تمومش میکنم اینبار، میرم با یک بغل سختی
بدون من برو رد شو،بدون اینجوری خوشبختی

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام.. عالی بود خانم خانی... سری هم به وبلاگ بنده بزنید ممنون میشم. باتشکر. www.sajad-soleymani.blogfa.com
  • زیبا بود،لذت بردم لایک @};-
  • دارم میرم با این تصمیم،که دیگه برنمیگردم تو میگی مرده و قولش،تو میگی خیلی نامردم =D> =D> =D> =D> =D> عالی بود @};- @};- @};-
  • سلام کار زیبایی بود...آفرین... =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام فريده عزيز اين كارتون رو واقعا دوست داشتم پيشرفتتون خيلي خوبه آفرين
  • خانم خاني زيبا بود..آفرين لذت بردم... @};- @};-
  • سلام ترانه خوبی بود ولی جسارتا با نکاتی که جناب شمس عزیز عنوان کردن موافقم موفق باشید و سبز لایک تقدیم به شما
  • خانم خانی سلام خوندم کار زیباتونو پسندیدم @};-
  • سلام و اما بعد... خانم کارتون زیبا و دلنشین بود... =D> =D> =D> در ضمن وبلاگتون مشکل داره؟من نمیتونم بازش کنم!!!! پیروز و پایا باشید... یا حق.. :-) راستی یادم رفت...اینم لایکتون @};- @};- @};-
  • سلام خانم خانی ترانتون خوب بود و با احساس غرور من نمیذاره، که چشمات خیسو تر باشه به این قیمت که احساسم،پیشت نا معتبر باشه غرور شما به چشمای مخاطب ترانه تون ربطی نداره و اگر میگفتین چشمام خیس و تر باشه / قابل قبول بود @};- و مصراع دومتون اصلا متوجه مفهومش نشدم متاسفانه !! غرور شما مانع ازین میشه که چشمای مخاطب خیس و تر باشه و به این قیمت که احساس شما پیش ایشون اعتبار نداشته باشه .... من فکر میکنم یا خیلی پیچیده شده اندیشه ی شما و یا اینکه بیانتون دچار ضعف شده .. تقصیره اجباره نمیشه اجبار مقصر باشه ... شنیدین که میگن تقصیر تقدیر . سرنوشت . تنهائی یا همچین واژه هائی ... اما اجبار درست نیست به نظر من ... که امشب آخرین باره هیچ پیش زمینه ی قانع کننده ای از شما ارائه نشده دوست من امشب آخرین باv برای چی هست ؟؟؟ خنده /گریه / عشق / نوازش / چه چیزی منظور مولف هست از آخرین بار ؟؟ شاید هدف شما از نمونه حرفی بین ما ... این هست که امشب آخرین بار هست که من هستم و بعد ازین حرفی نباید بین ما باشه .. اما شما باید به فصاحت جمله دقت کنید .. باید بیانتون گویا باشه و مخاطب رو درگیر مسیری نکنید که زا احساس کارتون قافل بشه @};- بغل سختی // ترکیب زیبائی نیست و سختی که مثله و غصه و حسرت نیست که براش در عالم تصاویر شاعرانه حجمی مثله یک بغل را اندازه بگیریم ... و نهایتا پایان ترانه که موضوع 180 درجه عوض شد و شمائی که داشتین میرفتین منصرف شدین و مخاطب باید بره 8-> دوست عزیز در ساختار ترانه و فرم کار همیشه دقت کنید ترانه رو چندین بار بازنگری کنید تا اینطور ایرادات جزئی که به سادگی میتونید بر طرفش کنید , رفع بشن موفق باشید @};- @};- @};-
    • سلام دوست عزیزم.ممنون از نقد و نظرتون.حتما استفاده میکنم. راجع به بیتی که گفته بودید، مصرع اول: غرور من نمیذاره که چشمات خیس و تر باشه: منظور اینه که بودن من باعث میشه چشمات گریون بشه و غرور من نمیذاره که این اتفاق بیفته(برمیگرده به بیت آخر و اول ) مصرع دوم:به این قیمت که احساسم پیشت نامعتبر باشه: حتی اگه تو فکر کنی من حسم به تو دروغ بوده و احساس من اعتبارش رو پیش تو از دست بده..حتی به این قیمت حاضرم تو خوشبخت بشی درباره ی "که امشب آخرین باره" برمیگرده به بیت دوم "نذار باور کنم خوبی فقط یک امشبو بد شو" و همون اشاره ای که خودتون داشتید:نمونه حرفی بین ما. اینکه تقصیره اجباره دقیقا به زبان شعری ترانه سرا برمیگرده.و من میخواستم اینجا اینکه مجبور شدم به جدایی،محسوس تر باشه. پایان مصرع برمیگرده به بیت دوم "نذار دستاتو توو دستام ازین وابستگی رد شو"...از اول هم مخاطب باید از وابستگی میگذشته.
  • فريده جان ترانه ي بسيار زيبايي ازت خوندم لايك تقديمت نازنينم @};- @};-
  • زيبا بود فريده عزيز ممنون @};-
  • در عمق کار که فرو میرویم با یه کار خوب و عاشقانه تلخ و وداع روبرو میشیم آفرین. به دل نشست. لایک تقدیمتون =D> @};-
  • عالی بود لایک @};-
  • سلام فریده عزیز.این کارتون فوی و پر احساس بود. =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> تمومش میکنم اینبار، میرم با یک بغل سختی بدون من برو رد شو،بدون اینجوری خوشبختی =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> لایک تقدیم شما @};- @};- @};-