عمـــریـــه بــ] پــات نشــســتم

یادمه لحظه ی رفتن توکنار من نشستی

یادمه با گریه ی من تو هم بی صدا شکستی

وقت رفتنت میدیدم که دلم داره میمیره

اما باز چیزی نگفتم تا چشات بارون نگیره

یادمه بهم میگفتی دو سه روزه بر میگردم

منم با فکر و خیالت زندگی رو سر میکردم

عمریه به پات نشستم تا که بر گردی دوباره

میدونم چشم انتظاریم دیگه فایده ای نداره

کاش میشد بهم میگفتی واسه چی ازم بریدی

وقت رفتنت عزیزم کاش که بغضمو میدیدی

کاش که دستات مال من بود دیگه هیچی کم نداشتم

هر چی که غصه و غم بود توی خوابم جا میذاشتم

ترانه سرا : سجاد سلیمانی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: