بهترینم

بهترین لحظه عمرم لمس دستای توبود
بهترین حسی که داشتم حس گرمای توبود
بهترین خاطره من زیر سایه باتوبود
بهترین ترانه هامم همه تقدیمه توبود
بهترین راهی که رفتم اومدن سوی توبود
بهترین هدیه به دستام نازگیسوی توبود
* * *
ای توبهترین من ای تونازنین من
توروفریاد میزنه عشق آتشین من
ای تویی وجود من همه تاروپود من
توواسم بهونه ای واسه زنده بودنم
* * *
دوس دارم پیشم بمونی دنیارو به پات بریزم
اگه دنیامم نباشه جونمو دو دستی میدم
سایه روشن عشق رو سرم چتر سپیده
باتوروزگار اخمو همیشه به روم میخنده
۸۷/۸

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • =D> =D> =D> =D> =D> =D>
  • سلام کار خوبی بود...آفرین... =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام ودرود جناب نوروزی زیبا بود ولذت بردم منم تا حدودی با شما موافقم لایک تقدیمتون
  • @};- @};- @};-
  • سلام این که نمی خواین حقیقت رو باور کنید هیچ اهمیتی نداره حد اقل برای من نداره ولی بهتره نوشته های پروفایلت رو برداری لااقل اگه کسی خواست نوشته هاتو بخونه منصرف نشه با طرز فکر و عقیده نادرست تون من با طرز فکر شما و هر کسی که شما ازش الهام می گیرید مخالفم و به نظرم کسی که ترانه و شعر رو جدا از هم بدونه نه با ترانه و شعر بلکه با ادبیات مشکل داره شما تو نوشته هات هم از شعر هم ترانه هم شعر سپید و... استفاده میکنی دقیقاً نمیدونی چی می نویسی چون دانشش رو نداری و دانش آموز نیستی کسی که چیزی رو نمی دونه سعی می کنه یاد بگیره ولی شما...... این آخرین نوشته من پای ترانه های شماست و بازم می گم شما با این طرز فکر هیچ پیشرفتی تو این کانون ترانه سرایان نخواهید داشت یا باید قبول کنید قوانین ترانه رو یا جایی جز آکادمی ترانه رو برای انتشار نوشته هات انتخاب کنی این یه پیشنهاد دوستانه بود یا علی و بدرود
    • سعید عزیزم سلام... متاسفم از اینکه یک جانبه پیغام میذارم..... تاریخ کار خیلی قدیمیه..دور و بر 5 سال پیش...فی نفسه کار، کار بدی نیست... شاید اگه آقای نوروزی هم میخواست کار رو دستخوش تغییر کنه ترانه ی جدیدی از بطنش متولد میشد... من ترانه رو به چشم یه ترانه ی کانتری می بینم...ترانه ای که شاید جواب دهه ی 90 یا 80 رو نده اما با سیاق ترانه های دهه ی 60 جوره. در هر صورت آقای نوروزی امیدوارم موفق باشید...
      • اره درسته اما چیزی که امروزه ترانه رو با زمان سازگار میکنه متنش نیست چون باید منصفانه قضاوت کنیم که بیشتر از 60درصد مخاطبان موسیقی محو آهنگ میشن تا ترانه پس رکن اصلی ملودی و آهنگه بعد متن ترانه ممنون از نظرت که خیلی منطقی وقابل قبوله
    • من چیز خاصی نگفتم من فقط توضیحاتی در مورد ترانه نه از زبان خودم از زبان بزرگان ترانه نویسی نوشتم واینکه خیلیا اینارو رد میکنن ناراحتم چون یک گستاخی محسوب میشه و ادعای زیاد داشتن نشانه غرور وخودخواهیه که با نوشتنشون خواستم به بعضیا یاد اوری کنم و من یه کلمه از خودم ننوشتم همشون از منابع معتبر از زبان اساتید درج شده
      • حمید عزیز من از دور در جریان ترانه های قبلیت بودم.....برای اثبات حرفتم یه مثال محکم می زنم ترانه ی تیتراژ "مرگ تدریجی یک رویا" یا صدای رضا یزدانی و ترانه ی یغما گلرویی... این ترانه و آهنگ یکی از خاطره ساز ترین تیتراژهای تلویزیونیه...کارن همایونفر بسیار عالی ساختش و ررضا یزدانی عالی تر خوندش....سبک آهنگ راکه . چیزی که در ترانه خودنمایی می کنه اینه که اصلا ترانه نیست...یک شعر نو که میتونه قالب سپید یا موج نو به خودش بگیره...اما وقتی خونده شده یک اثر ماورایی شده... اما خب میشه مشکلاتو حل کرد...برای یکبارم که شده ساختار شکن باش و برای قرن جدید ترانه بنویس!!!!!!! موفق باشی.
      • اتفاقا منم با این ساختار شکنیا موافقم و اون توضیحاتو در جواب انتقادهایی که به ساختار شکنی کردن نوشتم ترانه های جدیدم چون داره آلبوم میشه فعلا نمیتونم درچ کنم واینارو برای اشنایی با ضعفام مینویسم اکثر ترانه ها که گذاشتم مال 5سال پیشن
      • خب پس یعنی باید منتظر یه اتفاق نو بود......... امیدوارم همه چیز باب میل شما پیش بره...موفق باشی و پر از لبخند..
      • سلام آقاي نوروزي عزيز . ترانه زيبايي بود. اما من نه قصد تخريب و نه قصد دفاع از كسي رو دارم . عقيده من هم تا مدتها پيش مثل شما بود .البته فراموش نشه كه ترانه به عنوان علم نوين ايجاد كننده نظريات متعددي است . از اين رو بزرگان هر يك به رغم افكار و پژوهشها و تجربيات خود نظرياتي را مطرح كرده اند ، كه قابل احترام است ولي استناد به نظر اين بزرگان حجت نيست . بلكه من و شما و تمام اهالي اين آكادمي مي تونيم نظر علمي در اين مورد ارائه بديم. در هر صورت من امروزه متوجه شدم ، رعايت سبك نگارش شعر در ترانه بسيار اهميت دارد . آنچه بدون وزن و قافيه باشد، نظم نيست بلكه نثر است . اگر شما به اكثر ترانه هاي ماندگار ، تاكيد مي كنم ماندگار نظري بياندازيد به خوبي متوجه مي شيد كه همگي اصول كلي شعر را رعايت كرده اند و فقط استفاده از كلمات عاميانه را جايگزين كلمات كتابي كرده اند. كه به عقيده بنده اين خود يكي از نشانه هاي ترانه و وجه تمايز آن با شعر است . در ضمن در ترانه دست ترانه سرا براي بر هم زدن وزن بيشتر است . كما اينكه در شعر شما بايد از اول تا آخر شعر را با يك وزن خاص پيش ببريد در حالي كه در ترانه تغيير وزن وجود دارد ولي اين به معناي رعايت نكردن وزن نيست. ببخشيد زياد توضيح دادم . باز هم جسارت نباشه ولي تمام نظرات مفيد و محترمه و ما حق تحميل نظر خود به ديگران را نداريم. @};-
      • @};- @};- درسته ولی ده ها نظر ماندگار گوش دادم که لابه لاش ابیات بدون قافیه وجود دارند یعنی از وقتی این بحث شده تماما به اشعارترانه ها توجه میکنم و این امرو میبینم مثلا اقای سروی از یگانه مثال خواستن من درج کردم
      • وزن، قافیه و ... هیچکدام اصالت ندارن اما قالب اصالت دارد. وقتی قالبی رو انتخاب می کنیم و در 80 درصد کار بهش وفاداریم، بهانه ای برای بیست درصد باقی مانده نیست. اینها حرفهای من نیست حرفهایی است که از اساتید حرفه شنیده ام. اما به نظر من ترانه مولود آمیزش شعر و موسیقی است.