نیایش…

یه عمر دیوونگی کردم که تنها شم
که از هر چیزی توو دنیا جدا باشم
نشد آروم بشه قلبم بدون تو
شدم غرق تو تا هم قد دریا شم

یه عاشق عمریه که چشم به در داره
میگن دعای عاشقها اثر داره
هنوزم سر به خاکت میزنم هر شب
آخه جز تو کی از حالم خبر داره؟

همیشه سعی کردم بهترین باشم
جدا از هر کسی روی زمین باشم
ولی دنیا اسیرم کرد , تا امروز
پر از شرم گوشه ای حسرت نشین باشم

یه عمر ی راهم و هی پیچ و تاب دادی
نفهمیدم چرا انقدر عذاب دادی
گلایه کردم و هرگز نفهمیدم
توو راهم پیچ و خم از ترس خواب دادی

نگاهم هر کجا رفت جز تو اونجا نیست
جهانم بی نگاه تو که زیبا نیست
عبادت میکنم با هر نفس , این حس
شبیهش هیچ کجا حتی توو رویا نیست

از این نویسنده بیشتر بخوانید: