ساز شکسته

یه ساز شکسته منو این نفس هام، چجوری بگم که بدونی چه تنهام
چجوری بگم که تمومی نداره، چشام تو نبودت شب و روز میباره
میون من و تو یه دریا سرابه، یه دنیا مصیبت رو قلبم خرابه
منو خاطراتت سوزونده چه آسون، دلم درب و داغون چشام خیس بارون
یه ساز شکسته منو خستگی هام، بدون تو حتی خودم رو نمیخوام
خودم رو نمیخوام یه لحظه یه ساعت، نبود تو هیچ وقت نمیشه یه عادت
چجوری بگم که بدونی چه خستم، بدونی بریدم بفهمی شکستم
منو خاطراتت منو بی قراری، شده باورم که تو دوسم نداری
با چشمای خیسم نشستم یه گوشه، تو دستم یه قابه که عکس تو توشه
یه دفتر پر از شعر و امضا و حرفات، یه نامه که خیسه هنوزم از اشکات
تو فکرم که چی شد که از من بریدی، گناهم چی بود و تو از من چی دیدی؟
همش فکر میکردم همیشه باهامی، تو روزای سختی تو تنها پنامی

ترانه سرا:سلمان آریانژاد

از این نویسنده بیشتر بخوانید: