جدایی

دارم مینویسم بازم از تو و از این قصه ی تلخ دلبستگی,چقدر ساکت و ساده بی هم شدیم چه زود سیر شدم من از این زندگی
منو جا گذاشتی توی جاده ای که میگفتی تنها امید منه,هنوز بعد یک عالمه بی کسی داره اسم ما رو صدا میزنه
اگه عاشق هم نبودیم هنوز حسودی نمیکرد به ما سرنوشت,ازت خیلی دلگیر شدم ای خدا کدوم دست واسه ما جدایی نوشت؟
به این درد دلهام یه کم گوش بده همه لحظه هام پر از حس توه,عجب سال نحسی عجب قصه ای بهارم چه زود مثل پاییز شده
سراغت رو از من میگیرن همه چی باید بگم تا که باور کنن,تا باور کنن آخر قصمو که امسالو من بی تو آخر کنم
همین آرزو از تو مونده برام که شاید یه روزی تو سهمم بشی,که اسمم بیفته توی فالتو واسه من از این فاصله رد بشی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: