تله

تله –
گفتی که باهم هستیم و
فقط یه چرخی می زنیم
اما اینجا نشستیم و
هیچ حرفی ام نمی زنیم

این کوچه رُ یادم میاد
با شاخه هایِ انگورش
برامون کنجِ دنج بود
با گوشه هایِ کم نورش

می گفتمت مثل ِ یه جفت
پرنده تویِ لونه باش
می گفتی این شکلِ تله س
توو فکرِ آب و دونه باش

لبای ِ رنگِ آلوچه
بسته و هسته توو کوچه
توو گوشِ کوچه هنوزم
موچه یِ بوسِ آلوچه!

شاید می خوای زنده کنی
اون خاطراتِ مرده رُ
بازم رها کنی بری
عشق و منِ چوب خورده رُ

من بی کلک توو بازی ام
که از تو بازی می خورم
بهونه می کنی برم
برگردم با دستِ پرم

روزگارم خالی نموند
بعدِ تو پر شد از غمت
منی که خوشحال می شدم
از خبرِ غمِ کمت

خیال نکن بی خبرم
که داری با کی می پری
جونم به جونت بنده و
تو جونِ کی رُ می خری

واسه چی سوسو می زنن
ستاره های ِ الکیت
سرک کشیدن از تنت
خورشیدایِ دروغکیت

حواسمو پرت می کنی
بگو چی توو سرت داری
دست تویِ دستام می ذاری
بگو چی توو دستت داری

می ری منو جا می ذاری
این بسته که آلوچه نیست
صدایِ آژیر پیچیده
لب قرمزی توو کوچه نیست!

حالا پرنده ای تکم
توو لونه ای که شد تله م
فکرِ منو نکن بپر
من فکرِ آب و دونه تم
***
محمود ناظری

از این نویسنده بیشتر بخوانید: