مسافر

مسافر

واسه اینکه بذارم پا توو کشورِ دلت
برگه ی عبور میخوام اینورِ مرزِ چشت

یه دله دربه دره ، به پناهت اومده
واسه ی اقامتِ توو نگاهت اومده

نگو از کجا میام پس چرا حالا میام
تونبندی قلبت ُ من با قفلِ وا میام

توی قلبت می مونم چرا دل دل می کنی
یه مسافرِ غریبه م دستم ُ ول نکنی

پلِ باور ُ بزن رویِ این دره ی ِ شک
منم و ترسِ سقوط ، وقتشه وقتِ کمک

نگو از کجا میام پس چرا حالا میام
تونبندی قلبت ُ من با قفلِ وا میام

من ُ کوله بارِ غم که رو دوشم می ذارم
من ُ تنهایی که همراهِ خودم ور می دارم

من ُ اینجوری نبین نگو هیچی ندارم
اومدم که دلمو به وثیقه بذارم

نگو از کجا میام پس چرا حالا میام
تونبندی قلبت ُ من با قفلِ وا میام

توی قلبت می مونم چرا دل دل می کنی
یه مسافرِ غریبه م دستم ُ ول نکنی

پلِ باور ُ بزن رویِ این دره ی ِ شک
منم و ترسِ سقوط ، وقتشه وقتِ کمک

نگو از کجا میام پس چرا حالا میام
تونبندی قلبت ُ من با قفلِ وا میام
………….
محمود ناظری

از این نویسنده بیشتر بخوانید: