بهونه

منواصلا" نمی بینی , دلت انگار یه جا گیره
وجود من برای تو , میدونم دست وپا گیره

منو نشناخته ای آخر , دارم ازدست تو میرم
برای موندن اینجا , هنوز دنبال تقدیرم

گمونم رفتنم زودتر , همیشه ازخدات باشه
اگه حس توی قلبت , مث طرز نگات باشه

نشد دستگیر من آخر , کجا بود اشتباه من
شدم مغلوب تو آسون , فقط این بود گناه من

واسه ت این یادگارازمن , تموم گریه هام باشه
نمیخوام تا دم رفتن , هنوزاشک توو چشام باشه

شکسته قلب من آروم , بخواب بی دردُ بی غصه
به خونه می رسن یا نه !؟ کلاغا آخر قصه

برای پیش تو موندن , بهونه اومده دستم
تو رو واسم خدا خواسته , منم تا آخرش هستم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: