حوصله ی یک زن

من حوصلم سر رفته میفهمی
اینقد نگو صب کن درست میشه
از بس که به پای تو وایسادم
زانوی صبرم داره سست میشه

بدبینمو بدجور دلسردم
از وعده هایی که فقط حرفه
این زندگی همدست مردی که
، دست بزن داره نمیصرفه

چه ارزو هایی که له کردی
زیر کمربندو لگدو مشت
من حوصلم سر رفته از اونی
که روح زندگی رو تو من کشت

من از تو یک ذره جنم میخوام
یک جو نشون از مرد رویاهام
میترسم از اینده و حالم
اینو بفهم. ،من امنیت میخوام

با تو زنی -یت حس خوبی نیست
من احتیاج دارم به این احساس
من من نکن ،باید بفهمی که
این زندگیه هر دو تای ماست

از پا که افتادی ، بلند میشی
پشتت اگه گرمه یه زن باشه
کاری نکن تیر خلاص تو
افتادن از چشمای من باشه

واسه یه بار به جای ))نر (( بودن
آغوش من رو غرق مردی کن
فکری به حال دختر خامی
که روحشو بی کره کردی کن

حسی که تو به خورد من میدی!
دامن جفتمونو میگیره !
یه خونه عین بمبه وقتی که !
حوصله زن توش سر میره

از این نویسنده بیشتر بخوانید: