شب بعد رفتنت

ببین از پنجره زل زده به من
میگه سهمت تا همیشه دوریه
دیگه داره نفسم رو می بره
شب بعد رفتنت اینجوریه

شب دی ماه زمستونیه من
شب سردی که به سر نمی رسه
امشب حتی خودشم یخ می زنه
دیگه دستش به سحر نمی رسه

دیگه گوشش صدایی نمی شنوه
چشمم از ستاره روشن نمیشه
دهنش از مشت سرما خونیه
دیگه گرم قصه گفتن نمیشه

حتی تو این شب دی که یخ زده
ظهر مرداد تن تو یادمه
توی جمعه موندم اما هنوزم
شنبه اومدن تو یادمه

من هنوزم که هنوزه یادمه
شرم لحظه های بوسیدنتو
عرق خجالت دوستت دارم
انتظار لحظه دیدنتو

اولین باری که گفتی عاشقی
اولین باری که گفتم عاشقم
اولین باری که گفتی اومدم
جونمو برای عشق تو بدم

گفتی مرد آرزوهای تو ام
گفتمت خاتون شعرای منی
گفتی پای من اگه وسط باشه
حتی قید زندگیتم می زنی

من که موندم پای عشق تو ، ولی
تو به هر چی گفتی پشت پا زدی
دل به جاده دادی پا به پای من
دو قدم اومدی ، اما جا زدی

اون روزا که گفته بودی عاشقی
حتی فکر بی تو بودن نبودم
تو رو دیدمت که می رفتی ، ولی
پا به پای مردی که ( من) نبودم

عاشقی اول دل بریدنه
آشنا شدن تهش جداییه
آدما اسیر جبر مطلقن
خدا گرم عقده خداییه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: