عشق بدخیم

یه چیزی از تو توو وجود من موند که اسمشو گذاشتم عشق بدخیم
خودکارو برداشتم و خط می کشم بدون تو رو ناله های تقویم
روزایی که نبودی و خط زد م تقویم من شبیه چکنویسه
از بخت خوب من همین و بدون سالی که تو نیستی شدی کبیسه
بدون تو یه حال مخصوصی ام نه خوبه نه بده یه حال گنگه
حالت اون ماهی رو دارم که دید بجای رود خونه اسیر تنگه
وقتی نبودی همه چیز عوض شد کاشکی دلم بدست تو نمی شکست
خیلی عوض شدم تو این انزوا تعریفم از زندگی چیز دیگست
پرسه زدن تو این اتاقو کردم دوای درد سخت بیقراریم
می ترسم اون روزی بیای که دیگه ببینی حرفی واسه هم نداریم
عقربه هایی که مث یه شلاق رو تن لحظه های من میخورن
تو اوج شبگردی بی ارادم دارن قدمهای منو می شمرن
تو خاطراتم پی یک بهونه ام تا بتونه دلیل صبرم بشه
اتاقی که عطر تو رو نداره بدون تو می تونه قبرم بشه
واژه به واژه گشتم و بریدم تا برسم به منطق یه تصمیم
منطقی که رفتی و خاطرت موند ریشه دووند توو جونم عشق بدخیم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: