تبعیدی

من دل بریدم از همه دنیا
دنیا جوابم کردو من مردم
از این زمین اخراج شد قلبم
تنهایی رو با تو به سر بردم
تبعیدیم تو کهکشونی ناب
شاید یه جایی مثل این بالا

اوو ارتفامو تو نمیدونی
پیش خدا هستم همین حالا
انا الیه راجعونو باز
دارم میخونم روی لبهاتو
اون مزه ی شیرین میکادو
با تلخی هاو دردو تب هاتو
اما عزیز این دل تنها
زنده میمونم تا بیای بیشم
قول شرف میدم به عزرائیل
حتی گرو میدم سرم؛ریشم
پس دستاتو بردارو بالا کن
تا ما برای همدیگه باشیم
هر شب به یاد هم بخوابیمو
روزا به عشق همدیگه پاشیم
من دل بریدم از همه دنیا
دنیا جوابم کردو من مردم
گفتی زیادن کشته هاتو من
زندم براتو عشق رو بردم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: