گمنامی

گمنامی
چشات می باره این روزا ، به روی گونه هام نم نــم
چرا گم کردی راهت رو ، داری پیر میشی تو کم کم
***
همش دلشوره می بینی ، پناهت با خدایـی رو
هواست باشه راهت دور ، تحمّل کن جدایی رو
***
شب و روزت قفس انگار ، به تارِ مو درش بسته
از این گمنامی شهرت ، شنیدم قلبِ تو خسته
***
نمیگم تو بدی یا من ، گلِ عشقت چقدر خوبه
چه بی رحمِ دلِ دشمن ، به قلبم میخ می کوبه
***
اشتباه از گردشِ بالت ، تو بحرم موج زاییده
دلمُ ارابه ی اسبت ، به دنبالت صفا چیــــده
***
چی میگی حرف دل دارم ، تو موندی با هزار زاری
تو دریا قایقت پرتِ ، غروبش رنگِ ســــرکاری
***
جاسم ثعلبی (حسّانی) ۰۶/۰۴/۱۳۹۲

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

477
۵