سهم دستام

از اون دفترای پر از خاطره فقط برگه های سفیدش رو دادی به من
از اون زندگیمون که غرق تو بود شده فاصله سهم دستای من

داره عطر تو میپره از سرم کجایی ببینی که غم میخورم
دارم خسته میشم از این زندگی توهم ندارم قسم میخورم

دارم رامو سمت تو کج میکنم به سمت تو که خیلی دوری ازم
نمیترسم از گم شدن توی راه من از رد پاهات به تو میرسم

بهت گفته بودم بری میشکنم ولی رفتی و گفتی اجبار بود
عبور تو پیچید دور گلوم برام بغض تو حلقه دار بود

پر از حس یاسه هوای دلم داره لحظه هامو ورق میزنه
چقدر سردن این روزا که دوری ازم چقدر زندگی بیتو دور از منه

———————————————————————————
این اولین ترانه سازمان یافته من بود .

از این نویسنده بیشتر بخوانید: