با تو

من پر از یه بغض سنگین

زیر یه سکوت مبهم

از زمونه ضربه خوردم

ضربه های سخت و محکم

همش از یاد تو میرم

وقتی بارون تو چشامه

با تو دنیا رو شناختم

باتو خوشبختی باهامه

دستای زمونه می خواد

من و تو جداشیم از هم

سهم ما یکی شدن بود

یه امیدِ خالی از غم

من ستاره هامو کشتم

تا تو آسمون من شی

دست از ین خونه کشیدم

تو برام هم خونه باشی

لابه لای خاطراتم

جای عکسات خالی مونده

نه میتونم از تو رد شم

نه برام مجالی مونده

از این نویسنده بیشتر بخوانید: