سکوت ابری

یه روزو با تو بودن حس نکردم
یه عمری زندگیمو باش بسازم
هنوزم ردپایی گیجو مبهم
می پیچه توی آهنگهای سازم

بگیر حرفامو از حس سکوتم
نذا(ر) که بیش از این پیشت سبک شم
نذا(ر) از بی تفاوت بودنت باز
شبا زیر پتو تا صب شک شم

چه میشد کم شی از دنیای پاکم
خودم هم خسته از این حال و روزم
به یادِ اون روزای بی تو بودن
غروبا چش به آسمون می دوزم

شدی یه تکه ازاین روزگارم
یه بیماری که دنیامو فلج کرد
یه حس خواستن پوچ و خیالی
که حتی با خودم بی پرده لج کرد

یه دنیا خاطره با من نساختی
بیا دنیا واسه یه خاطره شو
بگیر دستِ منو محکم تو دستات
بیا هرجور برامون بهتره شو

از این نویسنده بیشتر بخوانید: