هممون هم خونه ایم

خشت خشت خونمون، اون دوردست
هنوزم به یادمه ،به یادت هست
خونه ای که پدرم با عشق ساخت
با هجوم وحشی طوفان شکست

خونه روی سرمون آوار شد
ناله های من و تو تکرار شد
خونمون خرابه شد ،بی نور و عشق
مث خورشیدی که کم کم تار شد

ناگهان دیدیم که دستامون جداس
آرزوهامون فقط تو قصه هاس
نه دیگه ،لبخند معنی نداره
وقتی بار غم روی شونه ماس

دوردور از یاد روزای قشنگ
قلبامون تاریک شد ،تاریک و سنگ
یادمون رفت هممون هم خونه ایم
هی شنیدیم پشت هم ناقوس جنگ

یادمون رفت دور باشیم از ستم
نذاریم دنیا بشه ،دنیای غم
یادمون رفت با خدا همخونه شیم
روزگاری که نبودیم پیش هم

یادمون رفت که چقد مهربونیم
یادمون رفت عاشق هم بمونیم
یادمون رفت دلای همدیگه رو
نشکنیم ،نسوزونیم ،نسوزونیم

ترانه سرا:سیماقربانی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: