عشق درویشی

صدایم در گلوی تو دلِ من رو به روی تو
تو پشت پا زدی بر ما همه عمرم به نام تو

همه حرفات دل انگیزه مثلِ گدای مسکینم
واسه شنیدنِ حرفات تا پای جون میشینم

همیشه پا به پای تو دلِ من در رکاب تو
هرجا هستی منم هستم نگاهم چون پناه تو

تو اینجایی من آنجایی مثل عشاقِ درویشم
چیزی ندارم در حَدِت اما برایت میمیرم

از این دنیا ی بسم الله همیشه یار من بوده
همیشه یاریِ ایزد -در قفا- همراه من بوده

نه سرمایه نه تیماری نه مرض نه بیماری
همیشه دست ایزد بود ی عمری کرده همراهی

همیشه پای تو موندم واست دنیامو سوزوندم
دل سادمو آوردم زیر پای تو بندازم

دل سادم نمیدونه باید بره یا بمونه
نمیدونه از این عشق دیگه چیزی نمیمونه

تموم شد عشق درویشی تمومه اون همه شادی
دل من ساده انگاری نمیدونی نمیمونی

چشای خسته ی مسکین از عشقِ لیلیِ بی دین
شده غمگین و آشقته شدم مجنونِ بی لیلی

همیشه مات تو بودم همیشه پای تو موندم
چو در پی وصال بودم دل سادمو سوزوندم

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی کوروش موحدی

من با عشق آرام سوی کعبه میروم // هر که گوید اشتباست باز با عشق میروم // هر که گوید کعبه یکجاست انکار میکنم // کعبه در دلهاست من آن را طواف میکنم ــــــــــــــــــــــــــــــــــ این هم وبلاگمه که تمام ترانه هام اونجا گذاشته شدنن خوشحال میشم ی سری بزنید... http://www.taranehayekourosh.blogfa.com/