سلام عزیزم

«محمود طیّب»
می‌خوام برم شکایت کسی قاضی نمیشه
تو رو تنها بذارم دلم راضی نمیشه

دنبال جای پاهات می‌آم خونه به خونه
هرچن پی تو گشتن ننگه تو این زمونه

منم که زندگی مو به پای تو می‌ریزم
ایندفه باورم کن آره… منم عزیزم!

منم که وقتی رفتی خونه به خونه می‌شم
تنها کسی که اینجا با تو می‌مونه میشم!

منم که هرجا بگی سراغت و می‌گیرم
آخرش وقتی نیستی بازم برات می‌میرم

شبا یه چیزی می‌گه اونکه نیومد میاد
مگه میشه نیایی!؟ هی به دلم بد میاد!

بی‌تو حالم گرفته س حرف خاصی ندارم
خیلی تو رو دوس دارم رودواسی ندارم

وقت خداحافظی س… اما سلام عزیزم!
خیلی تو رو دوس دارم… بگو می‌آم عزیزم!!
***

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی محمود طیّب

درود. یک ایرانی ام و به پیشینه و تشخص همیشگی وطنم افتخار می کنم و هماره نگران آنم. * غزل، ترانه، رباعی، سپید و جز این ها را از نوجوانی کار کرده ام. ** کارشناس ارشد زبان و ادبیات پارسی هستم و اکنون هم ادبیات را تخصصی و عمومی در دانشگاه درس می گویم. ***در شعر بیشتر به مفهوم انتقاد و اعتراض گرایش دارم( چون رسالت ادبیات و هنر رو جز این نمی دونم) و سپس مفاهیم غنایی و جز آن. ◄ادبیات کلاسیک و معاصر رو تقریباً خوب خوندم. با گرایش شعر، و از شعر هم بیشتر ادبیات معاصر و از این هم بیشتر غزل رو. دو کار منتشر کردم که یکی در سال 1382 بود با عنوان "پرانتز باز بنویس عشق"، و دیگری در سال 1389 با عنوان "و تو را شنیدم...روزی که اتفاق افتادی". چند کار شعری و پژوهشی هم در دست چاپ دارم. غزل را و ترانه را و شعر را حرفه ای و تخصصی کار می کنم. و نیازمند نقد و نظر دوستان خوبم هستم. ◄نشانی وبلاگ من این است: http://parantezbazghazal.blogfa.com ◄و ایمیل من: ‍ mahmoud.tayyeb‍ ‍ mahmoud.tayyeb‍ ‍ mahmoud.tayyeb‍ ‍

  • سلام بسیار زیبا و دلنشین بود. شما به ترانه .:: نگاهِ اشتباه ::. دعوتید. محفوظ باشید
  • كار خوبي بود..موفق باشيد @};-
  • یکم عشق ترانرو داغ تر میکردید بهتر بود
    • درود. راست میگی و می پذیرم. این کار مربوط به هفده سالگی من است و اکنون 31 ساله ام. (کی اینقدر عمر کردم و خودم خبردار نشدم!!!؟) شاید دومین کار من بود که تلاش کردم به زبان محاوره کار کنم.وای! درودی دوباره @};-
  • درود بر شما... پاینده باشید و پر ترانه @};- @};- @};-
  • سلام دوست من خیلی ساده بود.ولی جالب بود. درسته از شما واژگان بیشتری توقع میره اما همه ی ترانه سرا ها هم ساده گویی رو لازم میدونن @};- @};- @};-
    • درود. اگرچه دلیل نمیشه این حرفم اما این ترانه ی هفده سالگی من است و اون زمان دایره ی واژگان در حد یه بچه ی اول دبیرستانی بود. اما خب مطالعه هم می کردم. امید به خدا و راهنمایی های شما دوستان خوبم @};- @};- @};-
  • @};- @};- @};-
  • سلام کار زیبایی بود. @};- @};- @};-
  • سلام @};- ساده و عاشقانه ی بی سر و صدایی بود! احساس، توی بیشتر ترانه ها هست. اما به تصویر کشیدنش اهمیت داره "خونه به خونه می‌شم" منظور این قسمتو متوجه نشدم و تا به حال نشنیدم! "مگه میشه نیایی!؟ هی به دلم بد میاد!" این قسمتم برای من خوب نبود، چون (مگه میشه نیایی) و این فعلی که به این حالت استفاده کردین از زیبایی کارتون کم کرده . و (به دل بد می افته) اما شما نوشتین "به دلم بد میاد" فکر می کنم برای هماهنگی قافیه ها این کار رو کردین... امیدوارم در آینده بهترین ها رو از شما بخونم @};- سربلند باشید
    • درود فراوان این از کارهای آغازین من و مربوط به سال 1377 است. می پذیرم که کاری برجسته نیست. حونه به خونه میشم یعنی همه جا سراغتو می گیرم. و منظور من این بود. اما خودم قبول دارم که شاعر نباید برای شعرش توضیح بده. بلکه باید به گونه ای بنویسد و بسراید که خواننده، به مفهوم یا مفاهیمی دست یابد که می پذیرد یا قانع می شود. اون نکته ی آخر نیز درست فرمودید: برای هماهنگی قافیه این کار رو کردم و البته تلاشم هم از همان آغاز بر این بوده که محتوا فدای ساختار نشود. یعنی غلط نویسی را به جبر رعایت اصول قربانی نکردم. با سپاس از شما و نظر دقیقتون. =D> =D> =D> @};-
  • سلام محمود جان ترانه ات رو خوندم زیبا بود اما جسارتا ببخشید من ربط ( می‌خوام برم شکایت کسی قاضی نمیشه) با بقیه کارت رو نفهمیدم ببخشید نفهمیدم خو
    • ما که ناراحت نشدیم حالا!! :-x :-x [-( درود مجیدجان سپاس از اینکه منو خوندی. ولی اگر دقیقترتر بشی به شعر عالی می شد. =(( می خواد کسی رو پیدا کنه که از محبوب بهش شکایت کنه که جرا تنهاش گذاشت و رفت. شکایت از بی محلی یار. همون که در ادبیات قرن دهم بهش واسوخت و جنبش اعراض و نوعی روی گردانی و عصبانیت ار معشوق بوده. امان از دست این معشوق ها. سپاس @};- @};- @};-
      • ببخشید محمود جان محض اطلاع خودم میپرسم و گرنه جسارت به کار و قلم شما نمیکنم شما استاد منی دوست من این توضیحی که شما دادین درسته معنی و مفهوم مصرع رو بیان کردی و کاملا هم درست من بازم ربطش رو اینجا نفهمیدم نمیشد یه مصرع دیگه آورد من وقتی قاضی و و شکایت رو دیدم انتظار داشتم یه دادگاه رو به تصویر بکشی ببخشید داداشم
      • درود. من با روی باز خوندم و استقبال می کنم از نظرهای شما. و به نظرهای مخالف احترام بیشتری می گذارم. چون می دونم به قصد اصلاح و بهتر سرودن شاعر است که نوشته و گوشزد میشه. چون تجربه تون در ترانه از من بیشتره پس حرف تون هم پذیرفتنی تره و برای من قابل احترام. امیدوارم شاهد کارهای زیباتری از من باشید در آینده به افتخار شما: =D> =D> =D> =D> =D> =D>
  • درود جناب طیب کار لطیفی بوود مرسی @};-
  • بی‌تو حالم گرفته س حرف خاصی ندارم خیلی تو رو دوس دارم رودواسی ندارم =D> =D> =D> کار جالبی بود ، لذت بردم ;)) و پسندیدم @};- @};- @};-