مث ماهی

مث ماهی که از تنگش بیرون افتاده می مونی

تقلا می کنی اما اونو بی فایده می دونی

تو رو پر کرده یه حسی شبیه قاصدک وقتی

که باد آورده تو مشتش اونو تو کنج ویرونی

تموم ناله هات درده برا پر کردن چیزی

مث یه قطعه آهنگ تو این دنیای سمفوفی

چقد باشی ، چقدتا شی ، چقد با غصه همراشی

توی تن پوش دلتنگیت شبایی که پریشونی

طناب دور گلوت بستن رو چارپایه ولت کردن

کی اما زیر پات خالی شه رو اصلن نمی دونی

یکی نیس تا ورت داره تودریاش سخت آروم شی

یکی تا که امید وار شی که تو حسرت نمی مونی !!!

از این نویسنده بیشتر بخوانید: