حکم اعدام

تو این هم همه و هوای مه آلودِ عطرت

نفس و رمق بریده از دلم لرزش دستت

ترس تو از وجود منُ،من از نبود چشمات

سایه ی بی نفسم روی زمین زیر قدمهات

سیرسیرم بس که امروز بغض خوردم

ثانیه به ثانیه با هر قدم صد بار مردم

مُهر سکوت بر لبم،بازم توُ حرف های سردت

عشق من،حکم اعدام دلم را میدَهی!ناز شَستِت 

از این نویسنده بیشتر بخوانید: