اشتباه

چطور باورم شه داری رد میشی
چطور باورم شه یهو جا زدی
واسم بهتره که بدونم چرا
بدونم چرا دل به دریا زدی

داری میری اما دلیلش چیه؟
بگو شاید اصلأ منم قانه(قانع)شم
بگو تا نتونم تو در وایسمو
نتونم جلو رفتنت مانه شم

چرا برمیگردونی روتو ازم؟
چرا داری آتیش به پا میکنی؟
خیال میکنی اینجوری حل میشه؟؟؟؟
به قرآن داری اشتبا میکنی

قدمهات داره نبضمو میشمره
بری من از این زندگی میگذرم
داری جونمو با خودت میبری
چطور جون سالم به در میبرم؟؟؟

نه اشکات داره روحمو میخوره
واسه من همه لحظه هارو بخند
به برگشتنت قلب من روشنه
برو خوبم اما درارو نبند

چرا برمیگردونی روتو ازم؟
چرا داری آتیش به پا میکنی؟
خیال میکنی اینجوری حل میشه؟؟؟؟
به قرآن داری اشتبا میکنی…

رضا معظمی

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام! فوق العاده بود!!من بینهایت از ترانتون لذت بردم و همش بر می گرده به حس ناب و خالص شما بدون بزرگنمایی و مبالغه و دقیقا ترانه ای که من دنبالش بودم. آفرین بر شما اونقد به دلم نِشسته این ترانه که چیزی ندارم بگم! فقط برای استفاده از (نه) توی بند 5 مصرع اول با آقای رجب پور هم نظرم. در کل همه ی ترانتونو واقعا دوست دارم . وزنی هم که به کار بردین، همراه با این لحن صمیمی و صادقانه خیلی زیباس. با اجازه به نام خودتون ذخیرش می کنم که همیشه باشه واسم.امیدوارم بازم به این زیبایی بنویسید @};- "چرا برمیگردونی روتو ازم؟ چرا داری آتیش به پا میکنی؟ خیال میکنی اینجوری حل میشه؟ به قرآن داری اشتبا می کنی ..." =D> =D> =D> پسندیدم
    • سلام دوست من @};- نمیدونم چی بگم راستش!فقط بگم شما خیلی لطف دارین...نقدتون وارده و هم از شما و هم آقای رجب پور تشکر میکنم... شما این کارو زیبا خوندین @};- اختیار دارین خوشحالم که اینکار انقد به دلتون نشسته @};- همیشه باشید @};- @};- @};-
  • به نظر من بند دومت خیلی تکراریه و از این دو قافیه خیلی زیاد استفاده شده و دیگه حالت کلیشه گرفته ! مثلا آخریش : یه چیزی بگو ! بذار قانع شم تا نتونم جلوی رفتنت مانع شم کلا قالب ِ شعرت دلنشین نبود ! این نظر ِ منه البته موفق باشی @};-
    • اینکه این دوتا قافیه همیناست درسته و اینکه خیلی جاها استفاده شده.قبول دارم و دفاع نمیکنم.اما در کل میشه با قافیه های تکراری فضایه جدیدی هم ساخت.و این فک نکنم بشه به عنوان یه مشکل خیلی شدید بهش نگاه کرد...بازم ممنون که ریزبینانه نگاه کردین... @};- @};- @};-
  • سلام رضا جان كارو دوس داشتم مخصوصن ترجيع بندشو موفق باشي
  • سلام . @};- در اینکه مستعد هستید شکی نیست در اینکه براحتی حرف دلتون رو باز گو میکنید هم همینطور در اینکه کاملا" تصویر و تصور ذهنتون رو ابلاغ می کنید هم که صد البته شکی نیست .و در اینکه از این کار بسیار خوشم اومده هم ..قربان اصلا" شک نکنید ..بسیار دلنشین بود طرز بیان و صمیمیت زبانتون ..جذابیت دلنشینی برای بنده داشت..واما .. انتظار دوستان ترجمه اش فکر میکنم اینه که شما که می تونید به این زیبایی بگید پس دریغ نکنید و در موضوعات و لحن ها و اوزان دیگر هم طبع آزمایی کنید..من البته بیشتر از موضوع تاکید خودم روی دیدگاه و بافت کلامی و حسی و واژگانی اثر ه و در مرحله ی بعد ریتم و وزن ترانه. در این آکادمی اگه دقت بفرمایید گاهی غالب ترانه ها در یک وزن و لحن خاص که بسامد بالایی داره سروده میشن و این تکرار وزن و لحن به ذعم بنده مکدر کننده تر از پرداختن ِ ترانه سرا فرضا" یک موضوع ِخاص ِ چون یک موضوع رو از صد نفر می شه با صد طرز مختلف شنید: یک نکته بیش نیست قصه ی عشقُ این عجب کز هر زبان که می شنوم نامکرر است ..پیشنهاد من برای شما دوست نازنینم در درجه ی اول امتحان وزن و ریتم های دیگر ه و امیدوارم همانگونه که برداشت منه همچنان موفق و موءید باشید. @};- =D> @};-
    • سلام خانوم ربانی....بسیار خرسندم از اینکه لطف کردین و به ترانه ی این حقیر سر زدین و همراهم بودین :-) ممنونم و سپاسگذار از اینکه تراوشات یک ذهن مخدوش رو حاوی استعداد میدونید و چون شما فرمودین حتمأ همینطوره :-) خب در واقع خیلی اتفاقی این ترانه،موضوع،وزن و ریتمش یکنواخت و کلیشه ای شده که بعد از توجه،متوجه این داستان شدم و حق کاملأ با شما و دوستان هست و بسیار متشکرم از یاد آوری این مطلب. بنده به شخصه زبان ساده تو ترانه رو بیشتر میپسندم و با زبان ساده هم این کارو انجام میدم اما حقیقت اینه که زبان ساده با سطحی نوشتن فرق داره و من باید یکم تو زمینه جدایی از سطحی نوشتن کوشش کنم.این میتونه به خاطر بیتجربه بودنم باشه که ایشالا با تمرین و ممارست از عهدش برخواهم اومد :-) حتمن به نصایح شما گوش خواهم کرد @};- بازم ممنون و متشکر از توجهتون و گذاشتن وقت گرانبهاتون در اختیار این ترانه و نقدش @};- @};- @};-
  • ترانه ی خوبی بود موفق باشی دوست عزیز =D> =D> @};- @};- @};-
  • سلام رضای عزیز ترانه پر احساسی است اما من در این موضوع ترانه های بسیار زیباتری خوندم و اکثر مخاطبین هم به همین شکل فکر می کنم پس وقتی یک ترانه رو می خونیم دوست داریم غافلگیر بشیم البته قسمت دوم ترانه کار شاعرانگی بهتره و سعی در تکرار نداره و بیشتربه ترانه نزدیکه _______________ بگو تا نتونم تو در وایسمو چطورمیشه توی در ایستاد؟ آیا این پرسش به نظرت منطقیه اگر بخوای از تصاویر انتزاعی هم بهره ببری این بدترین شکل ممکنه ______________ نتونم جلو رفتنت مانه شم البته شکل صحیح این جمله اینه جلوی رفتنت رو بگیرم اینکه در گیرو داره وزن شکل و ارکان رو تغییر بدی لطمه بدی به بدنه ترانه وارد میشه و همینطور با اضافه کردن واژه مانع که اصلا نیازی به گفتنشون نیست __________________ ترجیع بند کار نسبت به باقی ترانه اصلا خوب نیست و چند لول پایین تر هست _______________ درمجموع پرداخت بیشتری رو نیاز داره رضا جان منتظرترانه بعدیت هستم تا همه شکه بشن چون استعدادشو داری کمی بیشتر وسواس به خرج بده @};- @};- وسط ِ جريمه سر ِ هر امتحان آخر ِ خط ِ شب معبد ِ شاعران پاي ديوار سر ِ بازار نوك ِ تپه زير ِ رگبار بغلم كن بغلم كن (شهیار قنبری)
    • سلام دوست من آقا احسان....اول از همه بهت خوش آمد میگم و از ته قلبم خوشحالم که وقت گذاشتی و به ترانم سر زدی :-) در مورد کلیشه ای بودن این داستان خب باید حقیقت رو پذیرفت و حق با شماست در ادامه باید عرض کنم تو در وایسادن چیز خیلی دور از ذهنی نیست به نظرم!موقعی که بخوایم جلو رفتن کسیرو بگیریم توی چهارچوب در می ایستیم!!!البته حتمأ من نتونستم اینو برسونم و کوتاهی از من بوده... حس میکنم زبانی که تو ترانم استفاده میشه سادست.البته خودم دوست دارم ساده باشه اما نه سطحی.باید بیشتر و بیشتر تلاش کنم احسان جان. خیلی خیلی از دلسوزی و محبت و نقد صادقانت ممنون(هرچند جا داره سختگیرتر باشی چون خودم با ترانه بیرحم برخورد میکنم) ممنون بابت همه چی @};-
  • درود اولین شاخصه ای که در کارتو مشهوده احساسه و اینکه با زبان ساده ای احساستو میرسونی و این خودش نکته ی مثبتییه =D> ولی سوژه ای که در این ترانه استفاده کردی دیگه نخ نما شده و متاسفانه نتونستی با تصاویر جدید از این کلیشه ها دور باشی. به نظرم بند دوم بهترین بنده کاره و بند سوم ضعیف ترین!!چون در این بند اصلا پرداخت نکردی و خیلی سطحی ازش رد شدی. در بند پنجم لغت "نه" نابجاست و فقط به خاطر وزن اومده. به عنوان ترانه ی اول خوب بود.به امید ترانه های بهتر @};-
    • درود و ممنون از هم قدم شدنتون با این حقیر تو مسیر این ترانه.... البته اولین ترانم تو آکادمی هستش و فک کنم 6امین ترانم باشه مجموعأ...راستش تا همین الان نصف این ترانه عوض شده و بیت آخر هم حذف شده....دارم بازم روش کار میکنم.در مورد سوژه و نخ نما بودنش حق با شماست اما یکم طول میکشه تا یه نویسنده به کشف برسه و حقیقتأ نویسنده بشه و من سعیمو میکنم که به این مهم برسم...بسیار ممنون و سپاسگذارم از اینکه وقتتون رو به من و ترانم دادین... @};-
  • سلام آقای معظمی عزیز اول از همه ممنونم به خاطر کامنت سازندتون پای ترانم و خوب البته کار خوبی کردین خصوصی فرستادین .من جنبه انتقادو دارم اما بعضی دوستان توی سایت ندارن یعنی کافیه یه انتقاد ببینن الکی تکرارش کنن که حرفی زده باشن واسه همین من همیشه به شدت جلو همه انتقادا وامیسم چاره ای ندارم فضای سایت اینه .البته شاید بگین اشتباه می کنم اما همینه. در مورد ترانه خودتون چون گفتین دوست دارین نقد بشین باید بگم سوژه شما هم تکراریه!!حتی پرداختشم تکراریه!!! با قسمت به قران داری اشتباه می کنی اصلا موافق نیستم قسم خوردن تو شعر قشنگه اما نه عبارت به قران........البته این نظر شخصیه منه .می تونستین بگین باور کن داری اشتباه می کنی. موفق باشی @};- @};- @};- @};-
    • سلام خانوم یاوری...اول بگم که خوش اومدین و لطف کردین ترانمو خوندین.نیاز به گفتن نیست اما واقعأ از نقد شما( هرچند خیلی اجمالی ازش رد شدین)خیلی بیشتر خوشحال شدم تا دوستی که قبل شما تعارف کرد باهام...من چون تازه واردم و خب اشخاص رو نمیشناسم بدون ملاحظه نظر نمیذارم پای کاراشون.بعضی کارا انقد ضعیفه که آدم نمیدونه چیو باید نقد کنه که به شخصه از کنار کاراشون میگذرم...اما ترانه شما حسه خوبی بهم داد(من اهل تعارف نیستم).اون نقد رو هم وظیفه خودم در قبال لذتی که از ترانتون بردم دونستم و نیاز به تشکر نیست و اگه جسارتی شد عذر میخوام.اما در مورد کار خودم باید عرض کنم خب من کمتر از 2 ماهِ ترانه میگم و اینکه سوژه ی خیلی جدیدی نداشته باشه کارم به نظرم خوب نیست اما سعی کردم تصویر سازیه خوبی داشته باشم که از 100 حد اقل 50 رو داشته باشم...تا همین الان نصف کار تغییر کرده و این نشون از ضعفم داره...و اینو قبول دارم.در مورد قسم شخصأ اعتقادم با شما متفاوته.....باور کن وزنُ به هم میریزه.ممنون از پیشنهاد دلسوزانتون.از لطفتون بینهایت ممنونم...:)
      • خوشحالم که خوشحال شدین :-) پای ترانه خودم هم جوابتونو نوشتم دوست عزیز در مورد اینکه دوماهه ترانه می گین خوب من یه ماهه ترانه می گم ;)) البته بین خودمون باشه ههه پس هر دو تازه کاریم.کلا هرکی اینجاست یعنی داره یاد می گیره اما نقدهای تند به نظر من ما تازه کارا رو مایوس می کنه.نقد سازنده خوبه و البته تو سایت بهتره تو حالت خصوصی مطرح شه. باور کن که با به قران تعداد هجاهاشون برابره چرا وزن به هم می خوره؟!! اگه کارتون واسه اجرا پسندیده شد می بینید که باید کلمه قران رو عوض کنید دوست من :-)
      • منم خوشحالم که از خوشحالیه من خوشحال شدین ;)) منم پای ترانتون جوابشو نوشتم اِ!!!!!!پس شما هم؟!! من 5امین ترانمو تو خانه ترانه جلو تریبون خوندم...آقای صمدی(ترانه سرای آغوش معین)تأیید کردن واسه خوندن...اونجا کلی بهم ایراد گرفتن و به قول معروف با لودر از روم رد شدن جلو جمعیت اما خب من ازشون چیز یاد گرفتم...هرچند همه اقرار کردن که پتانسیلشو دارم.نقد سازنده ای بود...(کوبوندن البته ;)) )اینجا که نقد حتی سختگیرانش زیاد مهم نیست!!!فقط باید بدون تعصب نسبت به ترانتون قضاوت کنید :-)
      • راستی آهنگشون فرق داره موقع خوندن!!!نمیدونم چرا!!! واسه قرآن اگه قرار به اجرایی شدن کار شد یه فکری میکنم... @};-
  • سلام رضا جان عالي بود زيبا و روون بود كارت چرا برمیگردونی روتو ازم؟ چرا داری آتیش به پا میکنی؟ خیال میکنی اینجوری حل میشه؟؟؟؟ به قرآن داری اشتبا میکنی…
    • سپاسگذارم آقا مجید...لطف داری دوست من @};- واسه تازه کاری مثل این حقیر جای خوشحالیه اگه ترانه سرایی مثل شما از کارم تعریف کنه....ممنون که روحیه میدی :)