بیرون از قصه

بیرون از قصه –
فرشته ها رو ول کن
تا رو زمینه پامون
به آسمونِ هفتم
نمی رسه صدامون

اسبِ سفید نداریم
پیِ سوار نگردی
تو کوچه باغ سوخته
دنبالِ یار نگردی

ابرو کمونِ قصه
پصه ی خندون داره
تو دامِ چالِ گونه ش
کنارِ لب، دون داره

قامتمون کمون شد
ابرو کمون نخواستیم
تو دام و مثل دامیم
چاله و دون نخواستیم

فرهادِ کوه و تیشه
مجنونِ دشت و بیشه
عاشقمون کی می شه
شاهزاده ی کلیشه

شاهزاده ی قد بلند
میاد به پات می شینه
از آسمونِ رویا
واسه ت ستاره چینه

تیشه و بیشه پیشکش
کوهِ غمیم و زخمه
جنون و تنهائیمون
بزرگه و تو دخمه

کلافِ سر در گمیم
مویِ کمند نخواستیم
ستاره ها شکستن
قدِ بلند نخواستیم

یه دایره کشیدن
چه فایده توش دویدن
برنده های خسته
باز سرِ خط رسیدن.
محمود ناظری

از این نویسنده بیشتر بخوانید: