بی تو ، شب

بی تو ، شب

سرِ شب ، تهِ شب ، نباشی ، شبه شب
شبیهِ همیشه به شبهای ممتد
همه ش شب فقط شب چه قد شب نباشی
نباشی نمی شه از این شب بشم رد

چه اسمی بذارم رو روزای بی تو
که خورشیدِ چشمات نمی تابه برمن
هم از سایه ساره فرح بخشِ گیسوت
یکی طرّه حتی نمی خوابه بر من

چه اسمی بذارم روی روزگارم
چه اسمی رو وقتی تو رو من ندارم
شبم شب، شبِ بی ستاره، شبِ مه
شبی که به انبوهِ اندوه دچارم

شب از شب گذشت و شهابی ندیدم
من از تو به سمتم شتابی ندیدم
درنگی دمِ خواب و بیداری ام، آی
که جز خوابِ خوابِ تو خوابی ندیدم

همه ش شب فقط شب چه قد شب همیشه
شبِ بی تو بودن که فردا نمی شه
همه ش شب فقط شب چه قد شب، نباشی
درِ شب به فردا برام وا نمی شه

شب از شب گذشت و شهابی ندیدم
من از تو به سمتم شتابی ندیدم
درنگی دم خواب و بیداری ام آی
که جزخواب خواب تو خوابی ندیدم……

محمود ناظری

از این نویسنده بیشتر بخوانید: