اسیر خاک

سردی خاکو شکسته شکوه ی نگاه نازت

چشمایی که رو به دنیاس خنده ی پر رمز و رازت

گرمی دست منو تو انگاری دووم نداره

ای خدای آسمونا بگو آسمون بباره

تک تک خاطره هامون میادو میره تو ذهنم

بی تو من تنهای تنهام نرو بی من نازنینم

حالا همدمم یه تابوت دلبرم اسیر خاکه

رفتی تو به آسمونا این جواب عشق پاکه

جای تو دنیا نبوده توفرشته خدایی

مگه میشه من نمیرم حالا که ازم جدایی

یعنی سهم من همین بود عشق من آروم بگیره

واسه ی بهم رسیدن حالا دیگه خیلی دیره

رفتیو شکستی کم کم هر چی که تو سینه داشتم

رفتیو زدی رو قلبم تا ابد تو مهر ماتم

بعد تو مرگ آرزومه بی تو موندنم حرومه

به چشمات قسم عزیزم زندگیم دیگه تمومه

حالا همدمم یه تابوت دلبرم اسیر خاکه

رفتی تو به آسمونا این جواب عشق پاکه

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید: