اشتباه اومدی…

شتباه اومدی…♥

اشتباه اومدی اینجا جات نیست

کسی مشتاق تبِ دستات نیست

هیچی عاشقونه نیست مثل قدیم

دیگه این دلِ شکسته مرهمش

باورِ حرفات نیست…

 

برو دیگه عشق تو اینجا نیست

از گذشته چیزی تو فردا نیست

حرف عاشقی نزن دیر شده

دلِ زخم خورده ی خستم نه دیگه

مالِ این حرفا نیست…

 

نه دیگه برای عشقت  میمیرم

نه تو رویای نگاهت اسیرم

خیلی وقته نمیدونم از کجا

واسه زنده موندنم جون میگیرم

 

ببین اینجا ساعتا خوابیدن

دیوارا از نور صبح رنجیدن

کسی اینجا نمیاد واسه همین

از حضور غریبت ترسیدن

 

هنوز عکست رو تنه دیواره

غم تو این خونه تا صبح بیداره

هرجارو میخوای بگرد میبینی

این قفس چیزی از اون عشق قدیم

یادت نمیـــاره….

 

من روزای سختمو سر کردم

به تو احساسمو کمتر کردم

واسه از یاد بردنت به این دلم

هی دروغ گفتمو باور کردم…

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید: