پشت شیشه

 

حسی که من دارم به تو

شبیه احساس غمه

شادی وجود نداره چون

دوری ازم یه عالمه

 

عطرتنت بعضی شبا

تو کوچه پرسه می زنه

دیوونه کرده این دلو

نزدیک پرپر شدنه

 

اون سمت کوچه روبروم

نشستی رو به سمت باد

موهای رقصون سیات

چقد به صورتت میاد

 

وقتی به غنچه های یاس

آهسته لبخند می زنی

انگار داری قلب منو

از توی سینه می کنی

 

پامیشی و یواش یواش

دورمیشی از نگاه من

یکی صدات میکنه باز

میگه که اون درو ببند

 

می ری و پشت شیشه ها

یه سایه میاد روبرت

تو رو به آغوش میکشه

تو هم میشی غرق سکوت

 

هیچی نمی مونه ازم

مرگو هزار بار چشیدم

چی می شد اون صحنه رو من

هیچ وقت به چشم نمی دیدم

 

دنیامو ویرون میکنه

اون سایه که کنارته

لحظه به لحظه خون میشه

دلی که بی قرارته

 

هر نفسی که می کشم

به عشق با تو بودنه

این نفسای آخره

دلم داره جون می کنه

 

ترانه سرا:سیما قربانی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: