دو راهی

من توی دو راهی تقدیرم
گریه های ،خودمو ،می بینم
راهو از بیراهه ها گم کردم
روی این نیمکت سرد می شینم

من به فکر خودمم اما تو
فکر من زندگیتو می سازه
لحظه های تلخ این دلشوره
آخرش زندگیتو می بازه

من به فکر خودمم می دونم
تو رو توی آسمون گم کردم
بین آسمون یا اشکای تو باز
نمی دونم به کدوم برگردم

نمی دونم از چیه دلگیرم
یا که دنبال یه جور تغییرم
شب برام یه قصه ی دلگیره
که نوشتس توی تقدیرم

من توی دو راهی این قصه
آخرش می بازمو غمگینم
سایه ی سکوت عکست رو همش
توی این خونه دارم می بینم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: