چشم به راهم

دلم سرد و ساکت شبیه زمستون

تو این شهر غربت تو اغوش بارون

بدون نگاهت وجودم شکسته

دل سرد و سنگیم چه تنها نشسته

تواز من بریدی تو شب های پاییز

تو رو گریه کردم چه تلخ وغم انگیز

چرا تو ندیدی من و گریه هامو ؟

تو که جا گذاشتی تو جاده نگامو

هنوزم تو یادت شبام پر ستارس

برام یاد چشمات هنوز راه چارس

هنوزم نباختم دلم رو به جاده

تو نزدیکی که عطرت هنوز توی باده

میدونم یروزی تورو باز میبینم

دل من اسیره همین جا میشینم……

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید: