سالنامه عشقم

تویِ سالنامه ی عشقم
نگاهات ، تاریخِ دردن
دستاتم ، پُر از گلایه
رویِ صورتم چه سردن
یه مرور کاشکی میکردی
رویِ این ، حادثه ها رو
شاید اشتباهِ ، من بود
کم کن ، این فاصله ها رو
دارم از نفس می افتم
تویِ پیچ و تابِ دردت
شدم پیرِ ، بی تو بودن
چَن سالِ خالیِ قلبت ؟
ساعتم ، تنها نشسته
کلافِ وقتُ می بافه
خُل شده تنها رو دیوار
قهرِ تو دور از انصافه
حالا پیرم ، توو نبودت
همه می گن که چه زشتم
واسِ دلتنگی از تو
چَن تا سالنامه نوشتم
نمی دونم چرا رفتی ؟
اینهمه سالُ ، کجایی ؟
تویِ سالنامه ی عشقم
عجیب ، توو غصه بامایی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: