آشویتس ( Ashwitz)

قطارمون که ایستاد 
یهو شدیم هراسون 
تابلوی کمپ آشویتس
 دیدیم جلو چشمامون 

 

چه با غرور می رقصید
پرچم سرخ نازی
آلمانی ها گرفتن 
دنیامونو به بازی

 

ما رو دو دسته کردن 
یه دستمون واسه کار
یه عده هم واسه مرگ
گروه پیر و بیمار

 

سهم ما بیگاری شد 
تو اون روزای برفی
نه وعده ی غذا بود
نه حتی جای حرفی

 

به افتخار پیشوا 
همش درود می گفتن 
تو گور دسته جمعی 
آدما رو می کشتن 

 

نداشتن انسانیت
نه پیشمون  خدا بود
حساب ما از آدم 
به چشماشون جدا بود 

 

دود می یومد بیرون از …
کوره ی آدم سوزی 
فراتر از رویا بود 
آزادیمون یه روزی 

 

( گفتن اگه نباشین 
دنیا می شه قشنگتر
چون ما  نژاد پستیم
اونا نژاد برتر )

 

ما اهل جنگ نبودیم
کاری به جنگ نداشتیم
میون مزرعمون
بذرامونو می کاشتیم

 

دنیا تو مشتشون بود
ما واسشون یه برده
نمی دونستن ورق
یه روزی برمی گرده

 

این جنگ لعنتی رو
شاید یه روز ببازن  
مجبور بشن دنیای …
دشمنارو بسازن

 

مفهوم این زندگی
بجز برادری نیس
پول و نژاد و قدرت 
دلیل برتری نیس 

 

با الهام از کتاب انسان در جست وجوی معنی اثر دکتر  ویکتور فرانکل
آشویتس : نام اردوگاه کار مخوفی است که آلمانی ها برای اهداف شوم خود  در آن انسان های بی گناه را قربانی  می کردند  خود دکتر فرانکل  روزگاری را در آن اردوگاه سپری کرده بود  
حامد کاوه ئیان

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

1220
۷۳

  • کار جالبی بود و از موضوع جدیدش خوشم اومد! @};- @};-

  • زیبا بود شعرتون =D> =D> =D> =D>
    خیلی ممنونم از دعوتتون @};- @};- :-)

  • با درود
    کار خوبی بود اما برای یک کار اقتباسی روایی المان هایی باید در نظر گرفته بشه که مختص این نوع کار باشه
    ضمنا شما حتما نیاز نیست که به صورت مستقیم از کلمات کلیدی استفاده کنید کلی گویی از شعر به دوره
    توصیه می کنم برای ترانه هاتون هرچند گنگ پی نوشت نگذارید
    در مورد وزن این نوع کارها و تعدد هجاها هم بیشتر دقت کنید.
    شاعرانگیتان مستدام
    با سپاس @};-

  • انتخاب سوژه ت آفرین داره! خود کار هم زیبا و روون بود @};-

  • سلام جناب رمضانی.سوژه ی ترانه تون رو دوست داشتم اگرچه دغدغه ی این روزها نیست و موضوع برمیگرده به سالها قبل.به نظرم برای همچین ترانه ای اگر ریتم ترانه کمی آرومتر بود(شاد نبود) بهتر میشد.ولی بابت وسعت فکرتون تحسینتون میکنم =D> =D> =D>

  • سلام حامد جان
    ترانه زیبایی رو ازت خوندم
    دود می یومد بیرون از …
    کوره ی آدم سوزی
    فراتر از رویا بود
    آزادیمون یه روزی

  • سلام چرا وقتی یه کار ارزشمند میاد برخی معتقدند جای نقد نیست
    اتفاقا همین جا بایستیم و سفره نقد رو باز کنیم کار بی ارزشه که شایسته نقد نیست

    • سپاس از شما هادی عزیز
      تمام نقدها رو اگر سنجیده باشن می پذیرم بنده از نظرات دوستان خوبم حتما استفاده می کنم و نقاط ضعف کارهام رو می پوشونم @};- @};-

  • بسیار زیبا بود…

    موفق باشید @};- @};- @};- @};-

  • درود .ممنون از دعوتتون.نگاه و فضایه کاملن متفاوت و جدید کار قابله تقدیره.ممنون از دعوتتون.من منتقد نیستم و سواده این کارو ندارم. مرسی از لطفتون.دوستان وزن و فضایه فنی رو نقد خواهند کرد.شاد باشی @};-

  • درود برشما دوست عزیز
    ترانه زیبایی ازت خوندم
    فقط ببین توبیان سوژه های جدید
    بایدیکم باکنایه واستعاره همراه بشه که قشنگ توذهن مخاطب بشینه
    من چندبارترانه رو خوندم داره یک داستان رو تعریف میکنه که خیلی دل نشین ولی این داستان جلوه های ویژه کم داره که کسی که گوش میده تویادش بمونه وحتی برای کسای دیگه تعریف کنه اینو یکم روش دقت کنی حله ولی درکل ترانه خوبی بود
    ومن می پسندم @};-

  • سلام
    کار خوبی بود ..یه کمی طولانی بود اما زیبا….
    موفق باشی..ممنون از دعوتتون

    یه سری هم به (غرور)من بزنید @};-

  • حامد جان کارت خوب بود
    دوسش داشتم
    نگاه متفاوتی داشت
    اما یه اشاره کوچولو بکنم
    ریتمی که برای اینکار در نظر گرفتی
    شبیه فولکورهای کودکانه وقدیمی بود
    اما مطلب چیز بزرگی بود ومشخصه که کار سختی انجام دادی چون باید تو این ریتم های سر ضرب وکوتاه مطالبت رو میگفتی
    دوستان اشاره ی خوبی کردن
    فضای کار سنگین است ولی ضرب اهنگ شاد وتند
    البته ایرادی بهش نیست چون وزن درسته ولی اگر سیلاب سنگینتری رو انتخاب میکردی کلمات قشنگ وبزرگی رو که به کار بردی میشد بهتر جا بندازیش
    ولی در کل بی نقص وعالی
    فقط در مورد قافیه ها توی ترانه بیشتر وسواس داشته باش
    چون ترانه به زبون کلام نزدیکتره
    وصداها خیلی مهمن حتی مهمتر از حروف
    به افتخار پیشوا

    همش درود می گفتن

    تو گور دسته جمعی

    آدما رو می کشتن
    گفتن وکشتن شاید در نگاه اول از نظر ساختاری همقافیه باشن ولی از نظر لطافت بیان با هم جور نیستن
    تو دهان ش رو صدا بکش وبعد ف رو صدا بکش متوجه میشوی صداهاشون چقدر متفاوت هست وحتی تو دهان تلفظشان با دهان باز وبسته صورت می گیره
    کلا تعصبت به ترانت رو ستایش میکنم چون مطلب متفاوتی رو انتخاب کردی وبهش پرداختی واین جسارت خوبی میخواد
    تبریک
    @};- @};- @};- @};-
    =D> =D> =D> =D> =D>

    • علی اکبر عزیز ممنونم از نقد زیباتون در مورد وزن باهات موافقم سایر دوستان هم چنین نظری داشتن
      در مورد قافیه ها هم درست می گی در موردش فکر می کنم
      و باز هم ممنون که این ترانه رو پسندیدی @};- @};-

  • :-) @};-

  • زیبا بودولذت بردم

    مفهوم این زندگی
    بجز برادری نیس
    پول و نژاد و قدرت
    دلیل برتری نیس

  • درود جناب کاوه ئیان
    بر خلاف محتوای ترانه، ریتم کار تا حدودی شاد بود . اما محتوای آن درد و رنج و عذاب مردمانی رنج کشیده بود که زیبا بیان کرده بودید.
    @};-

  • سلاک حامد عزیزم ترانه طوری بود
    که ریز شدن تو یک بند رو نمیطلبید
    ویک مجموعه خوب بود که بنظرم از شروع
    تا پایانش تو یک فار به انجام رسید وسوژه هم
    همون طور که قبلا از این سوزه ها داشتی
    نو ومنحصر به فرد بودباید
    بصورت یک ترانه ی موفق بهش نگاه کرد
    اول وزن بنظر با توجه به مضمون تلخ و رنجی
    که در ترانه موج میزد میتونست یه وزن طولانی تر باشه
    یه مقداری ریتم تند واینجور کارها چون هر بندش بیانگر
    رنج وسختی یک نسل درد کشیده اس هزاران حرف میزنه
    با مخاطب باید خواننده ب تامل بیشتری مسیر ترانه رو دنبال
    کنه این شانس از مخاطب گرفته شده که همراه باشه وفرصت
    درد کشیدن با سوژه را از دست میده
    بنظرم….حامد جون تجربه ی کار قبلی در این ژانر از این لحاظ
    بهتر بود…………عزیزم دیگه مشکلی نمیبینم توکار
    البته باطم میگم تو خودت یهتر از من این مطالب رو میدونی
    ومن فقط اشاره کردم و درس پس دادم داداشم @};- @};-

    • بخاطر غلط املایی رمنده در تاریکی وبا دقت دارم تایپ میکنم
      رای به زیبایی های کارت @};-

    • ممنونم رسول عزیز
      باید بگم که باهات موافقم من برای نوشتن این ترانه خواستم از یه سوی دیگه و غیر مستقیم به این موضوع ( اردوگاه آشویتس ) بپردازم ولی درست نتونستم روی اون موضوع کار کنم قبل از هر چیز چند نوع ریتم بلند رو برای فضای ترانه انتخاب کردم ولی هیچکدومشون اونطور که باید به دلم ننشست و با هیچکدومشون ارتباط برقرار نکردم تا اینکه بعد از کلی کلنحار این وزن رو انتخاب کردم احساس کردم با این وزن خیلی روون تر می تونم هدفم رو مطرح کنم برای همین شرمنده اگه خوب در نیومده
      رسول خوبم باید بگم که این منم که از شما درس می آموزم با خوندن هر ترانه شما من کلی چیز یاد می گیرم
      استاد خود تویی …. نه من … این منم که از ت درس پس می گیرم
      و در پایان شرمنده بخاطر اینکه مجبور شدی بخاطر من توی تاریکی تایپ کنی
      @};- @};- @};-

      • روی وزن بلند هم اگه کار
        کنی بنظرم سوژه ات سوژه ی
        انسانی وخوبیه حامد
        همه ی این مهری که داری
        به من رو میزارم به حساب
        لطف و مهربونیت حامد جانم
        نه لیاقت خودم
        موفق وموفق تر باشی@};- @};- @};-

  • درود جناب کاوه ئیان عزیز ترانه زیباتون رو خواندم و مضمون و موضوع کارتون قابل تقدیره پرداخت خوبی هم روش صورت گرفته سپاس از دعوتتون موفق باشید @};-

  • درود بر دوست هم استانی
    کار متفاوتی بود ،
    جای نقد نیست
    بسی لذت بردم @};- @};-

  • سلام حامد عزیز
    کار زیباتو خوندم
    فقط طولانی بودنن بیش از حد رو
    به شخصه نمی پسندم
    @};- @};-

  • ممنون از دعوتتون @};-

  • ممنون از دعوتتون

    ۲ تا نکته:
    اول این که به نظرم این یه بند زبان پایین تری نسبت به کل کار داره و بود و نبودش هم فرق چندانی نداره

    نداشتن انسانیت
    نه پیشمون خدا بود
    حساب ما از آدم
    به چشماشون جدا بود

    و دوم این که شاید اگه من همچین کاری می نوشتم پایان بندی متفاوتی انتخاب می کردم
    مثلا مقایسه با شرایط خودمون و تبعیض هایی که به نفع یه عده ی خاص اعمال میشه ولی خب کار، کار شماست و نقد جایگزین هم کار جالبی نیست!

    در کل کار ارزشمندی بود و لذت بردم
    ممنون

    • با تشکر از حضور شما باید بگم که نمیدونم در مورد اردوگاه های کار هیتلر مطالعه دارید و یا خیر ولی تصاویر هولناکی که از تلویزیون دیدم واقعا در اونها نه از انسانیت خبری بود و نه دعای قربانیان اثر داشت به ذهنم رسید که حرفشون رو بیان کنم ….
      در مورد دوم اصلا به این موضوع فکر نمی کردم چون هدفم سراسری بود و در قسمت پایانی منظورم با تمام دنیا هست …
      @};- @};-

  • شعر خوبی بود
    ولی من به دوستی میگفتن که برای کارهای اجتماعی خوبه از هجاهای بیشتری استفاده بشه مثلا ۱۰ هجایی کار شه
    چون قدرت مانور رو کلمات رو بالاتر میبره و چون ریتم کار شما کمی شاده در واقع میشه گفت نزدیک به ۶/۸ در انتقال حس کمی مشکل ساز میشه
    البته این نظر شخصی بنده س
    @};-

    • ممنون
      اول می خواستم که از هجاهای بیشتری استفاده کنم با ۸ هجا و ۱۰ هجا هم امتحان کردم ولی در اخر هی با خودم زمزمه می کردم و به این نتیجه رسیدم با ۷ هجایی بهتر می تونم حرفمو بزنم ولی با گفته شما موافقم که برای ترانه های اجتماعی از مصرع های بلند باید استفاده کرد چون همونطور که گفتین بیشتر می تونید مانور بدین روی احساس و هدفتون این ویژگی رو تو خیلی از کارهای برجسته دیدم @};- @};-

  • درود جناب کاوه ئیان
    کار زیبایی بود و ادت بردم.
    پیروز باشید @};-

  • کار زیبایی بود …..
    موفق و سربلند باشید

  • یاد شاملو و یغماى عزیز افتادم…. مرسى از این قلم زیباتون جناب کاوه ئیان… @};- :-)
    خیلى لذت بردم…. :-)
    سالتون بهارى @};-

  • مفهوم این زندگی
    بجز برادری نیس
    پول و نژاد و قدرت
    دلیل برتری نیس =D> =D> =D>

    درود بر تو کاوه عزیز
    کارت خیلی خوب بود و حس پشت ترانت ، این همدردی ای که پس از خوندن کتاب تو رو وادار به نوشتن این ترانه کرده قابل ستایش :-x =D>
    یادمه تو نشست شعر و ترانه دوستی شعری خوند که اون هم برای ارودگاه های کار اروپا و آقای یونان پس از نقد اثرش فرمودن کاش از اردوگاه های کار خودمون هم بنویسید !!!!! حالا پیشنهاد من به شما هم همینه …

    می پسندم @};- @};- @};- @};-

  • زیباست

  • @};- @};-

  • سلام حامد عزیز…..
    به جرات ادعا می کنم که یکی از پر مطالعه ترین آدم های روزگار در زمینه ی حوادث جنگ دوم جهانی هستم و تقریبا تمام کتب فارسی زبان در این مورد را مطالعه کرده ام…..
    ببین ترانه زیبایی است. ولی جواب گوی غم و دردی که در داخائو یا آشویتس نهفته نیست.
    شاید بتوان آن را برداشتی از تاریخ دانست.
    اما حوادث جنگ دوم بسیار دردناک و مخوف است. نقشه های شوم و مشئومی که تا انتهای حکومت نازی ها و فاشیست ها پیگیری شد و ثمره ی آن در یک مقطع فقط کشتار شش میلیون یهودی در کشتارگاه های مرگ هیتلری بود و محصول دست انسان هایی مثل آیشمن……
    آن چه در نیمه قرن بیست اتفاق افتاد بسیار مخوف تر و زیان بارتر از چیزی است که عنوان می شود. کمی کمبود مطالعه در اثرت به چشم می خورد. اما در کل یادی است از این واقعه دردناک و این خود گامی مثبت است…..
    =D>

    • سلام جواد عزیز
      من هم عاشق تاریخ و ماجراهای اون هستم مخصوصا جنگ جهانی
      فکر میکنم تا حد ممکن اردوگاه آشویتس رو به تصویر کشیدم اول همه چیز با قطار شروع می شد بعد سر در ورودی که نام آشویتس که لززه به تن ادما و مسافرا مینداخت و گزینش سرنوشت مسافران به چپ و راست
      چپ :حمام گاز و راست :مرگ تدریجی بوسیله بیگاری تا سر حد مرگ
      نبود آذوقه سرمای جان فرسا بیگاری و بیگاری و تفاله ها و مرده ها گور دسته جمعی و همچنین عقده ای که زندانی ها داشتن و اینکه فکر آزادی به سرشون هم نمی زد
      این چیزایی بود که من از کتاب ها مقاله ها و حتی تصاویر تلوزیونی از آشویتس خوندم و دیدم چون من همه این ها رو تو یه ترانه بایستی می گنجوندم البته تصاویر دیگه ای هم توی ذهنم بود که می خواستم از اونا استفاده کنم ولی احساس کردم که ترانه کم کم داره تبدیل به داستان میشه و از ترانه بودن خارج می شه برای همین دیگه ادامه ندادم حالا اگر اونطور که باید به این مسایل پرداخته نشده معذرت می خوام ولی باز فکر خواهم کرد و کارخواهم کرد
      ممنون از حضور خوبت @};- @};- @};-

  • با سلام و آرزوی موفقییت @};- @};- =D>

  • حامد جان بسیار قلم شیوا و پرداخت و تصویر سازی بکر بود . تبریک @};- @};-

  • سلام.
    تصویر متفاوتی که ارائه کردی و جهان بینی وسیعت قابل تحسینه.
    واقعا لذت بردم.آفرین.
    سلامت باشی.
    @};- @};- @};-

  • :-) =D> @};-

  • سلام.ابتدا به شما به خاطر انگیزه سرودن شعر تبریک می گم.اینکه شاعر یک اثر ارزشمند رو بخونه و با الهام از اون شعر بگه فوق العاده است.با این وجود اثر شما بیشتر تبدیل به یک ترجمه منظوم از یکی دو پاراگراف این کتابه.کاش بیشتر به هدف اصلی نویسنده که بیشتر بیان معنای مبارزه با مرگ و سزاوار بودن زندگی در سخت ترین شرایط هست می پرداختید.یک بار دیگه به خاطر انگیزه ارزشمندتون به شما تبریک میگم و از این دیدگاه کار شما رو می پسندم

    • سلام حامد جان
      ترانه ی ارزشمندت رو خوندم و باید بگم که با نظر کریم و نکاتی که گفته موافقم.
      موفق باشی دوست من @};-

    • درود کریم عزیز .. ممنون از حسن توجه شما احساس می کنم تا حدودی تونستم درد و رنج نویسنده و انسان های این اردوگاه رو بگم هدف من صرفا ترجمه نبود البته شاید از دید شما اینطور به نظر بیاد ولی من هدفم به تصویر کشیدن چهره ی پلید انسان هایی است که حاضر نیستند دست از اعتقادات نادرست خود بکشند و انسان های بیگناه دیگر رو برای اهدافشان قربانی می کنند در واقع می خوام صحبت از زیاده خواهی ها خود برتر بینی ها نژاد پرستی و نابرابر دونستن انسان ها کنم
      ولی در موردی که گفتین هدف نویسنده سزاوار بودن زندگی در شرایط سخت است رو قبول دارم بهای کمتری در این ترانه به این هدف داده شده
      باز هم سپاسگذارم @};- @};- @};-

  • درود بر شما زیبا بود @};-

  • درود جناب کاوه ئیان @};- @};- @};- @};-
    سپاس از ترانه ی زیباتون @};- =D> =D>

  • درود جناب کاوه ئیان
    کار زیبایی بود
    می پسندم @};- @};-