عشقِ رفته

روی پوست سرخ این فصل بنویس که فرصتی هست
بده دست اون خدایی که ندیدیمش ولی هست
اگه از دوری می ترسی لابد از دلبستگیته
بده پروازو به ابرها اینجا اصل زندگیته
حالِ امروزتو خوب کن بیا از فردا طلوع کن
سر سفره ی رفاقت اولین نفر شروع کن
همیشه رفتن نا حق راهِ بُردن رقیبه
حالا واژه ی خیانت یه کمی عوام فریبه !!
اونی که عشقو میاره تو بدون لنگه نداره
این آدم محاله بی تو یه روزم دووم بیاره
پس نذار دلش بگیره دلی که پیش تو گیره
نگو اون روزا گذشته تو نذار غصه اش بگیره
عشقِ رفته رو رها کن چشم آینده به را(ه)ته
یه کی هست حالا کنارت که همیشه پا به پاته
همیشه رفتن نا حق راهِ بُردن رقیبه
حالا واژه ی خیانت یه کمی عوام فریبه !!

از این نویسنده بیشتر بخوانید: