آرامشم یه جوراغتشاشِ

 آرامشم یه جوراغتشاشِ

 

یه دفترِِ شعرِِ نخونده موندم، یه نامه که هیچ کسی وا نکرده
یه زنِ بیوه یِ همیشه تنها، که جفتشو هنوز رها نکرده
یه کفترِ خونگی ام که جلدِه، پریدنش مساویه با مُردن
یه نا خدا که سمتِ دریا رفت و ،رو دستِ موجا لاششو اُوردن
یه حالی ما بینِ وجود و مرگم، هول و ولایِ تو همیشه  بامه
اگه بخوای دوباره بر نگردی، این بدترین شیوه یِ انتقامه
 
هروجب از وجودمو بگردی ،هزارتا زخم و تاول و خراشِ
سکوتِ من شرحِ شکایتامه، آرامشم یه جور اغتشاشِ
جدیدن از خودم چه نا امیدم، مثلِ کسی که پایِ چوبِ دارِه
شبیهِ آخرایِ تلخِ قصه ام ،قصه ای که هنوز ادامه دارِه
 
گرفته تر از یه هوایِ ابری ،حال و هوایِ منِ دل گرفته اس
دلم گرفته مثلِ حس و حالِ، پنجره ای که خشت و گِل گرفته اس
غروبِ غمگینِ خلیجِ دردم ،سکوتِ خونه ای که بی عزیزه
زلزله ای ازت به من رسیده، که وقتشه منو فروبریزه
سوزِ عجیبی داره  از تو سینه ام، میگذره و میزنه به شقیقم
یه ضربه یِ سخت و شدیدِ روحی، یه زخمِ کهنه از یه نارفیقم
 
هروجب از وجودمو بگردی ،هزارتا زخم و تاول و خراشِ
سکوتِ من شرحِ شکایتامه، آرامشم یه جوراغتشاشِ
جدیدن از خودم چه نا امیدم، مثلِ کسی که پایِ چوبِ دارِه
شبیهِ آخرایِ تلخِ قصه ام ،قصه ای که هنوز ادامه دارِه

 

 

1244
۱۱۶

  • سکوتِ من شرحِ شکایتامه، آرامشم یه جور اغتشاشِ سلام آقا رسول ترانه ی زیبایی بود و واقعا لذت بردم استعداد خاصی تو به اسارت کشیدن کلمات دارین و خوب با آرایه ها بازی می کنین و از اون دسته شاعرایی هستین که آدم دوست داره کارهاشو دنبال کنه چون کاراتون واقعا از جذابیت خاصی برخوردارن و اینو واقعا بدون تعارف و اغراق عرض می کنم. آرامش ذهن و قلمتون پایدار@};-
    • خواهر عزیزم علیک سلام ممنونم از این همه مهربانی احساسِ نابتون رو به خدا میسپارم آرامش ذهن که خیلی وقته اغتشاش شده الهی دعای شما برش گردونه @};- @};-
  • از فضایی که با خواندن ترانه در اون قرار گرفتم خیلی لذت بردم ... همیشه قلم تون رو دوست داشتم @};- @};- @};-
  • سکوتِ من شرحِ شکایتامه، آرامشم یه جوراغتشاشِ... حسي كه در بك گراند كارت وجود داره اونقدر قويه كه تا انتها مخاطب رو مي كشونه و با خودش درگير مي كنه،مطمئنم در آينده حرف هاي زيادي براي گفتن خواهي داشت. برات آرزوي موفقيت مي كنم دوست من @};-
  • سلام رسول جان. کار خوبی بود و پسندیدم. اگر لطف کنی و فونت کارایی که میذاری رو کمی درشت تر بذاری ازت ممنون میشم. شاد باشی. @};- @};- @};-
  • سلام رسول جان.سال نو رو تبریک میگم. فقط یه نکته رو میگم که خیلی فنی هستش اما بسیار مهمه تو این کاربیشتر به سمته فضای غم رفتی.از مردن گرفته تا چوبه دار. ما برای یه سوژه ی غمناک باید وزن شعر هم در نظر بگیریم وزن کارت مفتعلن مفتعلن فاعلن هستش.، مخاطب بی اختیار با خوندن چنین وزنی به هیجان میاد. اگه کار کاملا کوه غم هم باشه با وزن های این چنینی بار معنایی رو میگیره. باید برای هر سوژه وزن کارت رو هوشمندانه انتخاب کنی.مثلا برای کارهای حماسی از بحر متقارب استفاده میشه که کاملا جا افتاده امیدوارم موفق باشی
    • علیک سلام جواد عزیزم آقا ما دیگه نا امید بودیم از حضورت خیلی خوشحال شدم دوباره زیارتت کردم بیشتر بیا داداش جواد سالی پر از خیر و برکت میخوام برات ---------------------------- جواد جان کاملا قبول دارم اوزانی مثل (مفتعلن مفتعلن فاعلن) و رمل (فاعلاتن فاعلاتن فاعلن) وزنای سریعی هستن ولی جواد یک سوال دارم ازت اگه بشه با ویزگیهای ملودی و... که خودت بهتر میدونی غم کار رو انتقال داد آیا باز هم باید پرهیز شه؟؟بنظرت نمیشه این محدودیت ها رو از بین برد؟؟؟ ببین بزار مثالی بزنم تو کنج عزلت خودم نشستم هرچی که آیینه بود زدم شکستم این کار رو از چاوشی که سراسر غم هست رو شنیدی واقعا اون حس غم رو بنحو احسن انتقال داده نظرت رو در این باره به من بگو عزیزم
      • با سلامی دوباره. آفرین رسول جان.به نکته ی خوبی اشاره کردی ما اگه بخوایم ترانه رو از نوع انتشار دسته بندی کنیم به سه دسته میرسیم. اول به شکل تریبونی که تو ی شب های شعر یا توی مجامع اثر خونده میشه. یکی به شکل چاپ کتاب و دیگری بصورت اجرای اثر یه کار میتونی هر سه دسته رو شامل بشه. اما کار تو با توجه به این ویژگی فقط خاصیت اجرا رو داره که کاملا توی موزیک این ضعف روش درپوش گذاشته میشه دلم شکسته تر از شیشه های شهر شماست. مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن. هم این کار بار غم زیادی داره هم وزن به ما اندوه بیشتری میده. کارهایی از قبیل کار خودت باید اول اجرا بشه بعد بصورت های دیگه انتشار پیدا کنه تا این ضعف موجب ضربه به کار نشه موفق باشی
      • درسته ممنونم ازت چواد جان نکات خیلی خوبی رو یادآوری کردی دستت درد نکنه =D> @};-
  • سلام رسول جان....... فقط میشه گفت در حدی نیستم که بخام نظر بزارم آخه خیییییییییییییییلی خوب بود....خیلی =D> =D> =D> =D> =D> =D> تبریک راه دوری میره به ماهم یاد بدیا :-) :-) :"> موفق باشی
    • راه دوری نمیره به ماهم یاد بدی :">
      • سلام علی جان خوبی داداشم اصلا این حرف و نزن عزیزم یعنی چی در حدی نیستم داداش مطمنم اگه بخوای یک روز سر این کار وقت بزاری اشکالات زیادی میتونی بهم گوشزد کنی داداش دیگه چوب کاریم نکن @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام دادا . شرمندم اگه دیر کردم . و می دونم که وظیفه ی دادا اینه که پای ترانه ی دادا زود بیاد . بهت که گفتم قلمتو دوس دارم ، فقط حس می کنم این روزها داری از ترانه دوری می شی ، خیلی مراقب باش که ترانه و شعر محاوره بیش از حد به هم نزدیکن و خیلی ها هنوز وقتی شعر محاوره می نویسن فکر می کنن که ترانه نوشتن ... داری به شعر محاوره نزدیک می شی و بافت ترانه و قابلیت اجرا شدن رو از کارهات می گیری ، سعی کن به این مسئله توجه زیادی بکنی ... ********* هر جوری باشی می خوامت تنها دادا ی خوزستانیم !!! مراقب خودت ، سال نوت و مادرت باش و روی مام حساب کن جانیمسان ( جونمی ) ایسترم بیلوی ( می خوامت ) آرش قارداشین دادا آرشت :-<
    • دادا آرش باید جوابت فوری وفوتی باشه...ولی نه... راحت نمیگذرم حرف دارم باهات فعلا اینا تقدیمت از طرف رسول کوچیک وخاکِ پات @};- @};-
  • آرامشم یه جور اغتشاشه... زیبا بود دوست من، یکی از زیباترین کارات بود به نظرم @};-
  • سلام. چه خوش آهنگ و پر از تصاویر دوست داشتنی. سلامت باشید. @};- @};- @};-
  • درود رسول جان.ببخش کم میام اکادمی اما هر بار که باشم حتما کارات و میخونم و کلی لذت میبرم .هم زبان و کلامت و هم نوع تایپ و وزنات خیلی ماله خودته و کارات موزونو روونه که خیلی رو ملودی میشینه و شخصا از روونی کارات لذت میبرم.قطعا همیشه کارات از بهترین کارای اکادمیه.شاد باشی رفیق =D> =D> @};- لایک
    • سلام داداش عزیز و بزرگترم خوبی علی جان،این باعث افتخارمه که هر وقت هم که میای یه سر به داداش کوچیکت میزنی آقا علی تاجِ سری --------------------- لطفت رو بابت کار با جون و دل سپاس میگم داداشم @};- @};-
  • شاید تا به حال به هیچ ترانه ای به جرات می گم هیچ ترانه ای انقدر حس همزادپنداری نداشتم . به قدری از ترانه ی زیبات لذت بردم که قابل وصف نیست رسول عزیز بی نظیری در ابتکار ترکیب و تصویرسازی های ملموس =D> =D> =D> با تمام وجود پسندیدم @};- @};- @};-
    • آبجیه عزیزم معصومه قریشی عزیز تر از چان نمیدونم چی بگم از یه طرف خوشحالم از این حس که کارم تاثیر داشته ولیاقت همراهی شما رو از یکطرف ناراحتم مذمون ترانه غمگین خدا کنه از زندگیت بدور باشه این حالت.. ان شا... @};- @};-
  • سلام. تصویرها بدیع و زیبا و کم نظیر. زیبا بود.لذت بردم.
  • سلام رسول جان شعرت مثل همیشه خوب بود اما به نظر مناین شعرت یکم زیاد شاخ و برگ داره یعنی ذهن مخاطب به جاهایه مختلف میره اما کلمات نویی که استفاده کردی خیلی خوب بود
  • درود بر شما زیبا بود می پسندم =D> =D> =D>
  • aranatoon lahze haye khoob ziad dare lahze haee ke vaghean khoob va ghavi boodan va dooseshhoon dashtam bazi jaha kami kar oft mikard va zabane tarane ghavi nabood ke baraye in tarane heyfe vaghgean....
    • خانم علاقه ی عزیزم سلام ممنونم بابت وقت ارزشمندی که گذاشتین روی این کار براتون آرزوی موفقیت میکنم یک دنیا تشکرم بخاطر نکاتی که گفتین @};- @};-
  • سوزِ عجیبی داره از تو سینه ام، میگذره و میزنه به شقیقم یه ضربه یِ سخت و شدیدِ روحی، یه زخمِ کهنه از یه نارفیقم =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> سلام و درود برادر گلم @};- بين چند كار اخيرتون اين يكي واقعن چيز ديگه اي بود....آفرين برادرم @};- ترانتون با توجه به عنوانش.....آرامشم يه جور اغتشاشه.... خيلي عجيبه كه عجيب آرومم كرد!!!!! من به قلمتون افتخار و به وجودتون تو آكادمي مي بالم برادر خوبم... هميشه شاعر بمونيد.... @};- @};-
    • سلام خواهر خوبم همونطور که گفتم عادت کردیم به کامنت اولیتون :-) ممنونم سر زدین دیگه میخواستم پیغام خصوصی بدم و حالتون رو بپرسم خوشحالم سالم سرحالید ----------------------------------- آرامش داشتنتون رو همیشه و همیشه از خدا خواستارم آبجی عزیز @};- @};-
  • بسیار عالی =D> =D> =D> =D> =D>
  • رسول جان اين كارت فوق العاده بود البته هميشه عالي بودي ولي اين كارت ساخت منو @};- @};- @};-
  • سلام دوباره رسول عزیز چند بار ترانه ت رو خوندم و بعدش یه چند نکته به ذهنم اومد گفتم بگم البته شاید درست هم نباشه یکی دو قسمت با مفهوم تعابییرت به مشکل می خورم مثلا در ابتدا یه کفترِ خونگی ام که جلدِه، پریدنش مساویه با مُردن در این بیت تو با تشبیه به یک کفتر جلد و مرگ توسط پریدن آیا یک کبوتر جلد هرگز نمی پره و آیا پریدن مردن یک پرنده است تمام زیبایی یک پرنده در پروازشه و چه بهتر که جلد هم باشه و اطمینان از برگشتش داشته باشی در مورد وزن در انتها یه زخمِ کهنه از یه نارفیقم که عبارت - از یه - دچار یه مکث هست کلیت مفهوم و ابراز کسالت روحی در تمام ترانه مکررا تکرار شده و به ما هیچ دلیلی دال بر این که چطور این حس به وجود اومده تداریم فقط در یک مصراع بهش اشاره شده اگه بخوای دوباره بر نگردی، که اون واژه اگه به ما اینن کلیدو میده که پس هیچ ترک و یا مرگی در کار نیست و صرفا رفتن هست و اینجا تحمل نداشتن از یه دوری که شاید هجرت هم نباشه کمی تصنعی و حتی شعاری به حساب میاد. در انتهای ترانه گفته میشه یه زخمِ کهنه از یه نارفیقم اینجاست که واقعا احساس میشه موضوع کلن دچار انحراف شده و چه بد که این مصراع برای انتها انتخاب شده بود و چه بدتر اگر به عنوان تشبیه استفاده شده باشه . خط مشی یکدستری می طلبه تا اون زیبایی از ترانه لمس بشه آرامش و سکوت وتضادشون با اغتشاش و شکایت و شکسته نشدن این قفل سکوت در واژه پردازی ترانه و بیان چند حالت که میتونه سکوت دشون دخیل نباشه مارو با یک تضاد تنها رها میکنه و اون انفعال لازم رو به ترانه نمیده از نظرم خستت کردم نه شرمنده داداش گلم رسول داداش یه موقع جدی نگیریا فقط گفتم تا شاید یه کوچولو بتونم در برابر اون همه زحماتی که می کشی برای بهتر شدنم در ترانه هام بتونم جبران کنم خیلی ارادت@};-
    • احسان عزیزم سلام @};- @};- @};- چون لطف کردی خیلی =D> وقت گذاشتی اومدم جوابت رو بدم وقبلا بگم دستات رو میبوسم @};- @};- بخاطر این همه لطف بدون مقدمــــــــــه: یه کفتر خونگی ام که جلده پریدنش مساویِ با مردن ------------------- احسان جان بنظر من معنایِ ظاهری کبوتر وجلد بودن زیاد مهم نیست نمیخوام ادعا کنم مفهومی کار کردم اصلا خوب در ظاهر کبوتری که جلده مشکلی نداره به آشیانه(معشوق)عادت کرده وهر مدت یکبار پرواز میکنه وبا شکوه میشه ولی در اینجا منظور پرواز نبوده اصطلاح مرغ از قفس پرید رو حتمن شنیدی کنایه از اینه که فرصت از دست رفت اینجا از دست رفتن منظوره نه پرواز ظاهری رمیدن......هرچند قصه ی این جلد بودن خودش اینقدر دردناک هست که من رو مجاب کنه به استفاده از اون از طرف دیگه حتی اگه معنی ظاهری پرواز رو در نظر بگیریم هیچ میدونی هنگام جلد کردن پرنده ی نر پرنده ی ماده باید در قفس باشه تاهر زمانیکه طول بکشه....همین قفس نشین شدن معشوق به شرط آزادیِ عاشق لذت پرواز رو تلخ میکنه وبرای من حکم مردن رو داره البته دلایل دیگه ای هم هست اینجا مفهوم از پریدن رمیدن واز دست رفتنه به این نکته هم توجه کن جلد بودن همیشه به معنای ماندگاری وعادت کامل کردن به یه محیط نیست اتفاقا کبوترهای جلد اگه با برخورد غلط تربیتی صاحبشون بعد از سال ها به محیط دیگه ای راه پیدا کنن و با اونجا خو بگیرن نه بخاطر جفتشون ونه بخاطر محیط قدیمی حاضر به بازگشت نیستن برای م این حس مهم بود در مصرع قبل از یه زن بیوه حرف زدیم که جفتشو از دست داده ولی هنوزم عاشقِ اینجا از یه پرنده جلدحرف زدیم که پرانده شده واین حس تباهی از منظر طرف مقابله یعنی کسی که رفته ونه کسی که بازمونده ------------------------- واما دلایل این کسالت روحی اینجا حرف از مسافرت نیست حرف از دوری موقت نیست حرف از مرگ هم نیست دقیقا گفتم هول وولا چیزی بین مرگ وزندگی برزخ از این واژه ها فقط سوظن به برگشتن محبوب داره موج میزنه یعنی رگه هایی وفقط رگه های باریکی از برگشتن وجود داره که حتی اسمش رو نمیشه امید گذاشت چیزی مثل دلخوشی الکی این حالت هم توضیح دادم در کار: جدیدن از خودم چه نا امیدم مثل کسی که پای چوب دارِ درسته هنوز بالای دار نیست ولی مرگ رو در چند قدمی حس میکنه حالا بحث شعاری بودن یا نبودن که دیدگاه شخصی وبقول جواد عزیز برمیگرده به نوع جهان بینی هر کس به یک قضیه ولی من این مرحله رو بر اساس مشاهداتم از فضای جامعه دور از واقعیت نمیدونم داداشم ---------------------------------- وپایان بند برمیگرده باز به همون جهان بینی که اصولا رفیق رو چی معنی بکنی چه کسایی در بازه ا ی به اسم رفیق پیشت جایگاه دارن و..... من اگه موضوع ترانه یک ارتباط رفاقتی بود واون رو پایه قرار میدادم حتمن از اسم رفیق ونارفیق در اول کار استفاده میکردم نه پایان کار که اون موقع شاید با جملاتی مثل خنجر از پشت و... کار رو ادامه میدادم بازم میگم داداش احسان اون حس برام مهمه حسی که بین ناخدا وعاقبت بدش در دریا و کبوتر جلد و زنِ بیوه و زخم خورده از رفیق مشترکه ----------------------------------- درمورد مکث موافقم باهات بازم خیلی خیلی ممنونم داداشم @};- @};-
  • یه حالی ما بینِ وجود و مرگم، هول و ولایِ تو همیشه بامه اگه بخوای دوباره بر نگردی، این بدترین شیوه یِ انتقامه سلام زیبا و دلنشین =D> لااااااااااااایک @};- لحظاتتون پرازترانه...
  • درود رسول جان ترانه زیبایی خوندم ازتون ((مثل همیشه)) احساست در امان . . . @};- --------------------------------- ضمنا برای دوستان عزیز عرض میکنم "بامه" و "انتقامه" قافیه نیستند درسته - قافیه در این بیت "بامه" و "قامه" از انتقامه هستند.... تعجب میکنم خیلی از دوستان ترانه های خوبی می نویسن ولی همیشه رو ردیف و قافیه بحث دارن و ترانه های دوستان همکار رو رو میکنن(که به عنوان مثال شه و باشه قافیه میشن یا نمیشن) هر کسی در هر ترانه ای از این قافیه استفاده کنه ضعف ترانه ست چه منِ نوعی باشم چه آقای بمانی و صحرایی و گلرویی و . . . اگر هم استفاده شد مطمئن باشید کار به این دو واژه ختم نمیشه به عنوان مثال: چی میشه با هم بمونیم خالق افسانه ها شیم میون رابطه هامون دنبال چیزی نباشیم در مصرع اول "ها شیم" و در مصرع دوم "باشیم" نقش قافیه و ردیف رو دارن که (ها و با) قافیه و (شیم) ردیف هست "باشه" هم میتونه با "رها شه" "جدا شه" و . . . تشکیل ردیف و قافیه بده و در ترانه جناب آدینه بامه و انتقامه به درستی استفاده شده عذر میخوام @};- @};- @};-
    • سلام فاتحِ عزیزم امیدوارم سال جدید برات پر از موفقیت باشه داداشم...ممنونم از توضیحاتت برای خودمم مفید بود گاهی شتابزدگی داریم برای نقد که از سر دلسوزی هم هست امیدوارم دفت بیشتری بکنیم البته دوستان به شکل نوشتاری بام(باهام)نقدی هم داشتن که در جای خودش قابل بررسیه داداش ممنونم ازت @};- @};- @};- @};-
  • سلام داداشم فقط میتونم بگم عالی بود . میپسندم داداشم @};- @};-
  • سلام آقای آدینه عزیز ضمن تشکر از پیامتون سال نو رو من هم خدمتتون تبریک عرض میکنم و آرزوی بهترینها رو براتون دارم واما ترانه تون رو خوندم آفرین بسیار خوب بود موفق باشید @};-
  • غروبِ غمگینِ خلیجِ دردم ،سکوتِ خونه ای که بی عزیزه زلزله ای ازت به من رسیده، که وقتشه منو فروبریزه درود جناب آدینه! براتون آرزوی سالی سرشار از ترانه رو دارم و...لایک @};-
  • سلام و سال نوی تو هم عزیز مبارک و ممنون از دعوتت. ترانه ی خوبیه و یاد ترانه های یغمای عزیز افتادم. موفق باشی. به ترانه ی آخر منم نظر بده @};-
    • علیک سلام محمد رضای عزیز وبلاگ طنزت رو خوندم وبخاطر این توانایی بهت تبریک میگم درمورد ترانه ی آخرت هم قبلا اومدم داداش عزیزم لطف داری به من...ممنون @};- @};-
  • هروجب از وجودمو بگردی ،هزارتا زخم و تاول و خراشِ سکوتِ من شرحِ شکایتامه، آرامشم یه جور اغتشاشِ جدیدن از خودم چه نا امیدم، مثلِ کسی که پایِ چوبِ دارِه شبیهِ آخرایِ تلخِ قصه ام ،قصه ای که هنوز ادامه دارِه =D> =D> =D> =D> درود برادر گلم.سال نو مبارک.سالی سرشاراز عشق و محبت برات آرزومندم :-) @};- داداشی عالی بود مثل همیشه.من یکی هرموقع میام پای ترانه ت با تمام وجود کیف میکنم =D> =D> =D> =D> =D> می پسندم با تک تک سلولام @};- @};-
    • سلام آبجی میترای عزیز منم برات سالی پر از موفقیت و سر بلندی و رسیدن به آرزوهات از خدا خواستم....شرمنده ام میکنی بااین همه مهربونیت...مواظب خودت باش @};- @};- @};- @};-
  • رسول عزیز درود و تبریک ترانه ی زیبایی سرودی. فقط جسارته ببخشید : 1. " بامه " و " انتقامه " قافیه نیستند . 2. " گرفته تر از یه هوای ابری ، ... " رو وزن نیست و شکست داره . پیروز باشی =D> @};-
    • سلام برادر عزیزو خوبم یک دنیا ممنونم از نکته سنجی ات داداشم اگه به نوع نوشتاری((بامه))ایرادی میگرفتین کاملا قبول داشتم ولی بام و قام رو یک بار دیگه بررسی کنین در مورد شکست وزنی کاملا حق دارین -------------------- ممنونم از حضور گرمتون @};- @};- @};-
  • سلام رسول جان......مثل همیشه عالی بود...خیلی خیلی زیبا بود =D> =D> سال نوت هم مبارک باشه....سالی داشته باشی پر از شادی و موفقیت @};- @};- @};-
  • سلام رسول جان اول سال نورو بهت تبریک میگم امیدوارم سالی خوب همراه با تغییراتی مثبت داشته باشی وترانت که عالی بود تصویرسازی خوبی داشت ومقدمه ترانه که عالی بود خوب ذهن رواماده میکرد برای گفتن حرف دل افرین دوست عزیزم @};- @};- @};- می پسندم @};-
    • علیک سلام محمد جان منم سالی پر از خیر و برکت برای خودت و عزیزات میخوام داداشم خیلی خیلی لطف داری داداشی موفق باشی عزیزم @};- @};- @};-
  • رسول عزیزم فضاهایی که در کارت میسازی بسیار جالبه و نکته ی خوبی که در کارهات هست اینه میدونی داری چی مینویسی. اما اگه از تعریف و تمجید کارت بگذرم باید بگم فضای قوی وقتی به چشم میاد و مسخ کننده میشه که همراه با تصویر باشه.برای منی که کارت رو سه باز خوندم و تصویر درستی نگرفتم کمی عذاب آوره نوستن این نظر. فضای کارت ملموس و قویه اما در واقع سرنخی به مخاطب نمیده که توی ذهنش تصویر خلق کنه و همراه شعرت سیر کنه. برای شما که وزن و ریتم رو بخوبی شناختی و بلدی چطور از لایه های سطحی ترانه بگذری خیلی مهمه که تصویر سازی قوی ای هم داشته باشی. برای مثال به ترانه ی چکاوک استاد عطایی نگاه کن؛ کجای این جنگل شب؛ فضا و تصویر رو باهم به ذهن مخاطب می کوبه و مخاطب رو به طرز وحشتناکی درگیر میکنه. همیشه از خوندن کارهات لذت بردم برادر عزیزم. با احترام فراوون. موفق و پیروز باشی
    • محسن عزیزم سلام ممنونم از حضورت ولطفت کاملا مفهوم حرفت رو گرفتم به نظرت ترانه ای که میگم مثل یک داستانه که شخصیت ها و حالات روحی شون رو تونستم وارد داستان کنم ولی در نهایت اینکه بگن تو این داستان چه اتفاقی افتاده ویا یه تصویرکلیِ بکر که با اوردن اسم داستان تو ذهنت نقش ببنده وجود نداره =D> =D> ----------------------- محسن جان جوابم اینه که ممنونم کاملا متوجه شدم کجا و در چه جهتی باید تلاشمو بیشتر کنم از اون منبع استاد عطایی که معرفی کردی ممنونم داداش
  • سوزِ عجیبی داره از تو سینه ام، میگذره و میزنه به شقیقم یه ضربه یِ سخت و شدیدِ روحی، یه زخمِ کهنه از یه نارفیقم عالی بود،عالی
  • سلام داداشم عیدتو هم مبارک من این روزا خیلی ها رو از خودم رنجودم ،خیلیا هم از دستم کلافه شدن خوب این روزا حال وهوام............!!!مهم نیست!!! ممنون که مهربونی و این مهربونی رو بدون هیچ چشم داشتی نه تنها به من بلکه به همه داری.........این طوری نیست که کار بکنی و در مقابل...........!!!خوب داداش همه این خصلت پاک وروح بزرگ وندارن و مواضب خوبیات باش. ترانتو خوندم ودوست داشتم تو ماندگار میشی چون لایق موندنی هم از لحاظ اخلاقی و هم از لحاظ ادبی چون رسول آدینه می خونه و روز به روز پیشرفت میکنه وروزی میرسه که دیگه نقد کردن ترانش کار هر کسی نمیشه،ولی مواضب اونی که همیشه کنارت هست و میاد تا ......باش!!!!!! دادا بترس از گرگای آدم نما....... دوست دارم چون دوست داشتنی هستی آیدین.
    • علیک سلام مجدد آیدین عزیز چون از پایین به بالا دارم جواب میدم :-) ---------------------------------------- خیلیا رو رنجوندی چون خیلیا دوستت دارن تا کسی یکی رو دوس نداشته باشه که ازش نمیرنجه داداشم...دادا حال و هوای این روزات و میدونم ومیفهمم و گاهی که نه خیلی وقتا تو همین حال و هوا نفس میکشم.....میگذره خوبیش اینه که بالاخره میگذره...آیدین خودت سرور مایی من نباید بگم همیشه وقتی نگاه ساعت میکنی ثانیه ها سخت میگذرن ولی وقتی مشغول یه کاری هستی مثل برق و باد....... چشمامونو روعقربه های ساعت باید ببندیم همین که تو ذهنمون......بگذریم میدونم همه ی این حرفارو میدونی و شاید بخندی بهشون ------------------------------ آیدین داداش همین که هستی خوبه،تو،آرش که تحویلمون نمیگیره یادمه چند سال پیش یکی رو اندازه ی جون دوس داشتم گفتم بترس از اونایی که..... ولی آوار شد رو خودم مهربونی ارثیه ایه که از دوستای خوبم بهم رسیده اما نگهداریش نکردم..... آیدین من ادایِ مهربونا رو در میارم داداشم -------------------------------- همیشه باشی @};- @};- @};- @};-
  • سلام برادر عزيز سال نو مبارك ممنون از شعر زيبات واقعاً ادم نميتونه چيزي بگه بسيار زيبا و دلنشينه تبريك ميگم =D> :-(
    • علیک سلام خواهر عزیزم سال نو شما هم مبارک همیشه و همیشه وهمیشه خوبی و خوبی و خوبی و ولطف خدا رفیق راهتون باشه لطف داری کاش اون آواتور ناراحت رو نمیزاشتین @};- @};- @};- @};-
  • سلام رسول جان.سال نوت مبارک.خیلی از این سبکت خوشم اومد ولی دوس دارم یه ویرایش دیگه به کار بزنی تا تمیز تر بشه.بعضی کلمات خیلی بهم نچسبید مثل لاشه که برای ناخدا آوردی.همون مصرع بنطرم اگه بگی موجا آوردن بهره از رو دست موجا: موجا حالا .....اوردن . بنطرم تو مصرع بعدی "همیشه بامه" فکر کنم اگه "همش باهامه" باشه بهتره.این نکات کوچیکو گفتم که بدونی چرا دلم می خواد یه بار دیگه ویرایش کنی.فکر می کنم یکی از اون ترانه های خیلی قشنگ بشه.موفق باشی
    • علیک سلام داداش کریم عزیز سال نو توام مبارک اشال... همیشه شاد و خرم و سرحال باشی عزیزم البته برای اون جاهایی که اشاره داشتی منم بین چند گزینه مونده بودم مثلا: بینِ یه ناخدا که دل رو زد به دریا،موجا دوباره اونو پس اوردن و هول و ولای تو همش باهامه و... نمیدونم نظرت چیه مخصوصا تو بیت ناخدا ضعف تالیفی اتفاق میافته؟؟ حتمن یه ویرایش دیگه با کمک گرفتن از نظراتتون میکنم...ممنونم داداش کریم @};- @};-
  • بسيار زيبا بود ولذت بردم از ترانه بچه هاي انجمن ترانه همگي خوب هستند فكر كنم اونكه ترانه خوب نمينويسه منم رسول جان اومديم اينجا چيزي از شما اساتيد ياد بگيريم موفق و پرترانه باشي یه دفترِِ شعرِِ نخونده موندم، یه نامه که هیچ کسی وا نکرده یه زنِ بیوه یِ همیشه تنها، که جفتشو هنوز رها نکرده یه کفترِ خونگی ام که جلدِه، پریدنش مساویه با مُردن یه نا خدا که سمتِ دریا رفت و ،رو دستِ موجا لاششو اُوردن یه حالی ما بینِ وجود و مرگم، هول و ولایِ تو همیشه بامه اگه بخوای دوباره بر نگردی، این بدترین شیوه یِ انتقامه هروجب از وجودمو بگردی ،هزارتا زخم و تاول و خراشِ سکوتِ من شرحِ شکایتامه، آرامشم یه جور اغتشاشِ جدیدن از خودم چه نا امیدم، مثلِ کسی که پایِ چوبِ دارِه شبیهِ آخرایِ تلخِ قصه ام ،قصه ای که هنوز ادامه دارِه گرفته تر از یه هوایِ ابری ،حال و هوایِ منِ دل گرفته اس دلم گرفته مثلِ حس و حالِ، پنجره ای که خشت و گِل گرفته اس غروبِ غمگینِ خلیجِ دردم ،سکوتِ خونه ای که بی عزیزه زلزله ای ازت به من رسیده، که وقتشه منو فروبریزه سوزِ عجیبی داره از تو سینه ام، میگذره و میزنه به شقیقم یه ضربه یِ سخت و شدیدِ روحی، یه زخمِ کهنه از یه نارفیقم هروجب از وجودمو بگردی ،هزارتا زخم و تاول و خراشِ سکوتِ من شرحِ شکایتامه، آرامشم یه جوراغتشاشِ جدیدن از خودم چه نا امیدم، مثلِ کسی که پایِ چوبِ دارِه شبیهِ آخرایِ تلخِ قصه ام ،قصه ای که هنوز ادامه دارِه حيفم اومد همشو تايپ كردم چون همه ابياتش قشنگب بود دست مريزاد
    • علیک سلام فرزاد عزیزم این حرفا چیه داداش بچه های انجمن همه خوبن کارشون،احساسشون اشال همتون به هدفای بزرگ زندگیتون برسین عزیزم @};- @};-
  • سلام رسول جان مث همیشه ترانه بسیار زیبا و رونی سرودید . . آباد و بر قرار باشی @};- @};- =D> =D>
  • رسول جان بهت تبریک می گم قلمت موندگار باشه فقط یه چیزی رو بهت بگم یه سری کلمه ها کلام ترانه نیستند مثل لاششو سعی کن کلمات لطیفتری براش پیدا کنی پاینده باشی عزیزم =D> =D> =D> @};- @};- @};-
  • سلام رسول جان همیشه قلمت زیباست همیشه می پسندم و می آموزم موفق باشی داداش گل
  • سلام رسول جان سال نو رو به تو و همه ی دوستای گلمون توو این سایت تبریک میگم. ورودی ترانه با تشبیهات زیبایی همراهه که در مابقی ترانه هم ادامه دار شده و این ترانه رو به کلکسیونی از تشبیهات دلنواز تبدیل کرده...! منم موقع خوندن: "یه زن بیوه"... احساس کردم اگه به شکل: "یک زن بیوه"... نوشته میشد آهنگ روون تری رو در خوانش ایجاد میکرد اما در اون صورت هم زبان ترانه دچار دوگانگی میشد و این امر نمیتونست دلچسب باشه. توو: "یه کفتر خونگی ام که جلده، پریدنش مساویه با مردن" (خونگی یا جلد بودن) خصیصه هایی نیستن که پریدن یه کفتر رو با مرگ مساوی کنن! البته به نظر شخصی من. تصویر: "یه ناخدا که سمت دریا رفت و، رو دست موجا لاشَه شو آوردن" مفهوم رو میرسونه اما اگه بخوام با وسواس بیشتری نگاه کنم میگم: این ناخدا "به سمت دریا" رفته و در واقع "به دریا" نرفته! منظورم اینه که "به سمت دریا رفتن" منظور تو از "توو دریا رفتن" رو به شکل صحیحی نمیرسونه. تعبیر: "حالی مابین وجود و مرگ" و ارتباطش با: "هول و ولای تو رو داشتن" فوق العاده زیباست رسول! آفرین به تو! ولی سلیقه ی شخصی من نیم مصرع آخر این بند رو به شکل: "هول و ولای تو همش باهامه" بیشتر میپسنده چون در این حالت، شکستگی واژه ی "بامه" از بین میره و توو ذوق نمی زنه. بیت اول ترجیع بند با اغراق شاعرانه ی زیبایی به شکل: "هزارتا زخم و تاول و خراش در هر وجب از وجود شاعر" و تناقض زیباتری به شکل: "سکوتی که شکایت های شاعر از این زخم و تاول و خراش ها رو بازگو میکنه و در ادامه به آرامش ظاهریش معنای اغتشاش درونی می بخشه، ذهن مخاطب رو راهی لذت بردن مداوم در تشبیهات سلسله وار این ترانه در بیت دوم ترجیع بند میکنه... (دست مریزاد رسول!) و ای کاش رو نگارش صحیح محاوره ایی ِ واژه های: "خراش" و "اغتشاش" که نیاز به ("ه" آخر چسبان) در نقش فعل "است" رو دارن، دقت میکردی. بیت ششمه و بازم دو تا تشبیه زیبا که دومیش همراهه با تصویر بکر و ناب و چیزی در حد کشف شاعرانه ی: "پنجره ای که خشت و گل گرفتَه س"!!!!! (آخه من چی بگم به تو؟ هان؟؟!!) :-? زیبایی بیت هفتمم که بی حرف و حدیثه! توو بیت هشتمم "درد" رو جایگزین خوبی برای "سوز" می بینم چون احساس میکنم "شقیقه ای که میسوزه" برام ملموس نیست و با توجه به بیت بعدش که صحبت از ضربه ی شدید روحی شده، فکر میکنم ارتباط معنایی بهتری بین "ضربه" و "درد" ایجاد میشه. توو نیم مصرع سوم بیت هشتمم "سخت" و "شدید" هر دو یه معنی رو میرسونن و وجود یکی از این دو واژه به شرطی که واژه ی مناسب دیگه ای جایگزین یکی دیگَه شون میشد، کافی بود. البته این یه ایراد بنی اسرائیلی بود که من گرفتم! :-) با مهر و آرزوی سالی شاد و پر ترانه برای تو و همه ی دوستای عزیزمون @};-
    • مهدی جانم سلام داداش دستت رو میبوسم بابت این همه مهربونی و وقتی که گذاشتی همه ی حرفات کارشناسی ودرست بودن بعضی نکات توضیح میخواست بعضی ها هم بدون توضیح فقط قبول دارم اشاره ات به حشو در یه ضربه ی سخت و شدید کاملا درسته داداشم ------------------------------- در مورد یه کفتر خونگی ام که جلده همون توضیحی که برای احسان نوری عزیزم چند کامنت پایین تر زدم منت بزار و یک بار بخون واگر قانع کننده نبود اشاره ای بکن تا دوباره توضیح اضافه ای بدم ودر آخر هم یکی از ما دوتا قانع بشه مهدی جانم ------------------------------- یه نا خدا که زد به قلبِ دریا موجا دوباره اونو پس اوردن ابتدا اینطور بود ومهدی جالب تر از همه ی این بحثا نکته سنجی و هوشمندیته که نسبت به بحث دریا رفتن ناخدا داشتی واقعا واقعا نشون میده بچه های کاردرستی دارن کارا رو میخونن و وباید برای نوشتن خیلی خیلی مطالعه کرد وخوند و خوند تا امثال تو داداش عزیزم رو راضی کرد ---------------------------------- خیلی خیلی خیلی ممنونم @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام آقا رسول گل خوبي سال نو شما مبارك اميدوارم سال خوب و خوشي رو در پيش داشته باشي همراه با موفقيت شعرتو خوندم زيبا بو اميدوارم هر روز شعرات بهتر بشه ودر راستاي ساختن فرهنگ كشور عزيزمون پيش بري موفق باشي =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};-
    • علیکِ سلام حسینِ عزیزم سالِ نو شما هم مبارک داداش منم بهترین ها رو از خدای بزرگ برای خودت و عزیزانت میخوام ممنونم از دعای خیرت @};- @};- @};- @};- @};-
  • دوست عزیز خیلی ترانه خوبی بود کارای قبلی شما رو نخوندم ولی از بعضی کلمات بکار رفته شده شدیدا خوشم اومد در عوض چند جایی مشکل وزنی دیدم متاسفانه این مصرع رو هم متوجه نشدم یه دفترِِ شعرِِ نخونده موندم، در کل کار قشنگی بود افرین و خسته نباشی @};- @};- @};-
    • خواهر خوب و عزیزم خانم قرایی سلام عرض شد....سعادت نداشتم که کارای قبلی رو نخوندین مشکل وزنی تا جایی که تونستم رعایت کردم کاش مصداق میووردین ممنون میشدم ----------------------------------- دفتر شعر نخونده شعر برای خونده شدنه دفتر شعر معنیِ ثانویه وغیر مستقیم داره همون مجموعه شعر دفترشعر نخونده موندن اشاره به تباهی،بی فایدگی،بدون تاثیر بودن غربت و.... --------------------------------- ممنونم از حضور و لطفتون @};- @};-
      • در مورد مصداق حق با شماست ولی مصداقی نمیتونم به اون وصرت براتون بیارم با توجه یه ریتم و اهنگی که انتخاب کردین موقع خوندن این مشکلات ناخوداگاه توسط خواننده برطرف میشه ولی وجود دارن مثل آرامشم یه جور اغتشاشِ و یا حال و هوای من دل گرفته س در ضمن هول و ولایِ تو همیشه بامه بامه منظورت همون باهامه س در محاوره ای ترین زبونها هم باهامه به بامه تقلیل پیدا نمیکنه
      • ممنونم از پیگیری ات خواهر عزیزم اگه گفتم مصداق بیارین برای این بود بتونم خودمو با شما چک کنم که مطمن بشم و کاملا قبول دارم حرفتون رو دستتون درد نکنه باهامه.....بامه البته من این جور حرف زدن رو شاید زیاد نه ولی دیدیم ببین مثلا رام ازت جداست راهم ازت جداس باهامه بامه خیلی مثالا میشه زد از حذفِ ه البته بازم باید دید قابل لمس هست یا نه،ظاهرا معنی رو رسوندم ولی خواهر خوبم من این رو مینویسم تا نتایجی بدست بیارم باور کنین میشد یه قافیه بدون دردسر پیدا کرد @};-
  • زیبا وران مثل همیشه آفرین داداش گلم تو فکر اون جریان هم هستم تازه از کیش برگشته فردا بهش می گم بیاد سر بزنه
  • درود جناب آدینه سال نو مبارک ترانه ی زیبایی بود. لذت بردم از تک تک ابیات. @};- @};- غروبِ غمگینِ خلیجِ دردم ،سکوتِ خونه ای که بی عزیزه زلزله ای ازت به من رسیده، که وقتشه منو فروبریزه @};- پیروز باشید
  • هزار آفرین رسول عزیز..خیلی عالی بود من برای هر ترانه ای هزار آفرین نمی گم..چند بار خوندم..آفرین به این احساس خوب و عالی وتبریک می گم برای پختگی قلمت فقط کاش به جای یه زن ِ بیوه ی ِ همیشه تنها از (یک ) استفاده می کردی نه اینکه یه بد باشه ولی به روونتر خوندنش کمک می کنه و حس نمی کنم با زبون ترانت هم تضاد داشته باشه همه چی به جا و هماهنگ بود . سوزِ عجیبی داره از تو سینه ام، میگذره و میزنه به شقیقم یه ضربه یِ سخت و شدیدِ روحی، یه زخمِ کهنه از یه نارفیقم =D> =D> =D> =D> ممنونم وبسیار می پسندم =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};-
    • خواهر بزرگتر وعزیزم خانم موسوی مهربانم خوشحالم که باز اینجا زیارتتون کردم حرف های گفتنی نسبت به شما رو حمیده سادات غفوری عزیز بیان کردن...همیشه برقرار باشی ممنونم از نکته ای که اشاره کردین ترس داشتم از دوگانگی زبان که دیدم ترس بیراهی بوده من تا گلو غرق این دوگانگی ام حالا ی یا یک حق با شماس خواهر عزیزم کاش از نظر وزن هم اشاره ای داشتی خواهر خوبم ممنونم بازم @};- @};- @};-
  • بسیار بسیار زیبا بود @};- هروجب از وجودمو بگردی ،هزارتا زخم و تاول و خراشِ سکوتِ من شرحِ شکایتامه، آرامشم یه جوراغتشاشِ :-(
  • سلام رسول عزیز بسیار زیبابود نه باید بگم عالی بود امیدوارم همیشه ترانه های زیباتو بخونم @};-
  • با درد خوندمتون.... سپاس ازاينكه كمتر از سه بار نميشه نخوند شما رو برادر!.... :-) @};-
    • آبجی مطهره ی عزیزم سلام...سه بار وقت گذاشتی من ترانه های نگفته ات رو روزی سی بار با خودم مرور میکنم خودت میدونی منظورم چیه @};- @};- فدای شما و اونی که خودت میدونی کیه بشم @};- @};-
  • رسول عزیز همیشه یه کار خوب رو ازت می خونم ادامه بده البته جسارت نباشه من شخصا ترانه نقاش قلب من رو بیشتر دوست دارم هروجب از وجودمو بگردی ،هزارتا زخم و تاول و خراشِ سکوتِ من شرحِ شکایتامه، آرامشم یه جور اغتشاشِ @};- @};- @};-
  • رسول جان داداش گلم سبک و حال و هوای خاص ترانه هات واقعا دوست داشتنیه.. همیشه چیزی واسه یاد دادن داری . @};- @};- درود @};- =D> =D>
  • درود رسول جان ترانت فوق العاده زیبا بود هر چقدر از زیبایی ترانت صحبت کنم کم گفتم از خواندن بند بندش لذت بردم سپاس و قلمت پرمهر @};- @};- @};-
  • رسول جان شعرت عالی بود @};-
  • خيلي خوبه برادر عزيزم فكر مي كنم داريد يك سير صعودي رو در ترانه ادامه مي ديد.. تصويرسازي ها و وا‍ژه هاي نو ... انسجام طولي ابيات و تركيبات لذت بردم... ممنون زلزله ای ازت به من رسیده، که وقتشه منو فروبریزه :-)