رفتن تو

اگه میخوای بری برو حرفی ندارم خوب من
اما بدون که رفتنت آتیش میشه به چوب تن

میسوزم از فراق تو قطره به قطره آب میشم
تعبیر تلخ یک سوال حتی با صد جواب میشم

میشکنه آینه دلم چین میخوره غرور من
میشینه گَرد غصه ها تو جاده عبور من

نگاه من خاکستری رنگی نداره زندگی
سهم منم میشه همین رنج و عذاب و خستگی

بازم میگم که خوب من اگه میخوای بری برو
شاید که قسمت منه که پای تو بدم دلو

دار و ندارمه گلم بذار بشه فدای تو
قربونیِ یه لحظه شنیدن صدای تو

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی رضا کزازی

به نام آن که مارا آفرید برای با هم بودن پنجره ی چشمانت را بگشای و با نگاه مهربانت آرامشی به من ده همچون آرامش خواب تا که من به شکرانه آن دست بر خاک نهم و سر به اسمان کشم آنچنان که گویی سالهاست ریشه در خاک دارم. Reza.djks@yahoo.com