تمنّا می کنم برگرد

تمنّا می کنم برگرد
ازین پروازِ خاموشت
بازم اشکام روین عکست
می ریزه تویِ آغوشت
چشام چِش توو چِشت می شه
ازین فریادِ بی فردا
ببین چَن سالِ با عکست
نشستم من تک و تنها
شکستم تویِ این سالا
به جایِ فصلِ بارونت
شده قلبم توو این روزا
دیگه بدجوری داغونت
به پایِ عشقِ تو خستم
گذشت عمری ، حالا پیرم
به امّیدِ یه روزی که
بگی دستاتُ می گیرم
بیا برگرد و بازم تو
نکن عشقِ من و حاشا
مثِ مهتابِ این شبها
بشو توو آسمون پیدا
دلم لک زد واسِ حرفات
واسِ اوقاتِ بیهوشی
واسِ بوسیدنِ دستات
توو این راهِ فراموشی
تمنّا می کنم برگرد
ازین پروازِ خاموشت
بازم اشکام روین عکست
می ریزه تویِ آغوشت
چشام چِش توو چِشت می شه
ازین فریادِ بی فردا
ببین چَن سالِ با عکست
نشستم من تک و تنها

از این نویسنده بیشتر بخوانید: