عشق اجباری

مث بغضی فرو خورده تو راه سینه مو بستی

نه میری که رها باشم نه اینکه هم صدا هستی

دلم مایوس و سر در گم میان جاده تردید

تموم بی کسیهاش و همه از چشم تو میدید

نه میشه بی خیالت شم نه یه عشق توی مشتی

به هر صورت باید باشی مث یه لنگر کشتی

ما از هم خسته ایم آره از احساسی به هم دوریم

به این سوزش به این سازش ما هر دوتایی مجبوریم

باید عادت کنیم بی عشق به این بودن به همراهی

تظاهر می کنیم خوبیم نمونده غیر این راهی

چقد بارونی و سرده هوای زندگی ای وای

نه همراه نفسهاتم نه تو دیگه من و می خوایی

حالا که عشق اجباری شده پایان رویامون

بزار تا زندگیمون و بریزیم پای فردامون

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی مجید صادقی

رویایمان خوابیده و شب داخل تخت است...هر کس که بیدار است میداند که بدبخت است...سر را به دیواری که اصلا نیست میکوبم...فهمیدن این دردهای لعنتی است سخت است کانال تلگرام من خوشحال میشم سر بزنید https://t.me/majidsadeghi239

  • دوستش داشتم @};-
  • سلام مجید جان ممنون از دعوت ترانه زیبایی بود منم ک گفتم بهت حالم چطوره دیر اومدم لذت بردم @};- @};-
  • چقد بارونی و سرده هوای زندگی ای وای نه همراه نفسهاتم نه تو دیگه من و می خوایی =D> =D> =D> =D> واااااااااااااای مجید صداقی بی نهایت زیبا بود مخصوصا اواخر کار دوست داشتم همشو کپی پیست کنم عالی سرودی و بهت تبریک می گم . لایک کوبنده @};- @};- @};-
  • مجید جون سلام سال جدیدت خیلی خیلی مبارک به کامنتا که نگاه میکردم دیدم خانم فریبا موسوی عزیز تمام مواردی رو که میخواستم بگم گفتن البته من به دلایل مشکلاتی نتونستم این بار زود بیام واز این بابت عذر خواهی میکنم ازت داداش مجید این دوگانگی زبان بعضی جاها من فکر میکنم اشتباه تایپیه یا خیلی بد بینانه در نظر بگیرم عجله در تایپ کردن میان جاده تردید حتمن میون جاده تردیده که نمیشه گفت دوگانگی چون واقعا معلومه در تایپ توجه کمتری بوده در مورد لنگر کشتی تعبیر جالبی بود ولی مشکل معنایی هم داره از دید من تظاهر کردن ومشکل در عشق یعنی خرابیه یک رابطه ولی من از لنگر استحکام یک رابطه بنظرم میرسه.................. مجید جونم داداش چیزی که جلب نظر کرد اینه تو خیلی خوب و روون روایت میکنی وزبان کارت عالیه ولی فکر میکنم در انتخاب قافیه ساده ترین راه و انتخاب میکنی منظورم این نیست قافیه هات مشکل داره اصلا اتفاقا درست و اصولی هست ولی مثل:مُرد روبروش بلافاصله خورد به ذهن میرسه وتو خورد رو استفاده میکنی بنظر من قافیه درسته مهمه رو کار ولی یه نکته ای هست فکر میکنم اهمیت قافیه بیشتر از ایناس قافیه میتونه حتی مسیر هر بیت رو عوض کنه وحتی با وسواس بیشتر بیت رو قوی تر وشاعرانه تر کنه این نکته آخر برداشت شخصی خودم بود وکلی گفتم ممنونم داداشم @};- @};- @};- @};-
    • ممنون داداش رسول هميشه همراه و مهربون هميشه از شما استادان مي آموزم هميشه گفتم و باز هم ميگم تا ابد مديون محبتاي خانم سيد موسوي عزيز هستم تو هم كه جاي خود داري هميشه مشوق و راهنمايي خوبي برام بودي ممنون كه هستي داداشي
  • سلام جناب صادقی ترانه ی زیباتون رو خوندم و از دیدگاه دوستان استفاده کردم. پیشرفتتون رو میشه حس کرد، تبریک میگم. سبز باشید و مانا @};-
  • سلام اقا مجید عزیز.زیبا بود.سپاس
  • مجید جان ترانه متفاوت و زیبایی ازت خوندم. @};- @};-
  • زیبا بود دوست من @};-
  • به هر صورت باید باشی مث یه لنگر کشتی خوب بود ولی مصرع بالا رو نپسندیدم :-) @};-
  • سلام و درود بر شما ترانه ی زیبا و دلنشینی خواندم از شما..و لذت بردم برایتان سال خوشی را آرزومندم =D> =D> =D> @};- @};- @};-
    • سلام خانم رضايي عزيز دوست قديمي و رفيق جديد خوشحالم كه نگاه مهربانت را پاي نوشته ام ديدم باعث افتخار منه عيدي زيبا و سالي سرشار از موفقيت را برايت آرزومندم
  • شعر زیبا و خوش قافیه ای بود اما از نظر معنی کمی گیج کننده، جسارتا اگر مصرع دلم مایوس و سر در گم میان جاده تردید، میشد دلم مایوس و سر در گم میون جاده ی تردید به نظرم زیبا تر بود و اهنگین تر تشبیهت تو این مصرع استادانه بود،لذت بردم به هر صورت باید باشی مث یه لنگر کشتی @};- @};- =D> =D> =D>
  • سلام مجید جان زیبا سرودی @};-
  • سلام.مجید جان تمجیدها نشون دهنده اینه که به خوبی ارتباط برقرار کردی و نکات گفتنی هم بیان شده و من چیزی ندارم الا اینکه چیزی که به دل خودتم ننشسته رو حذف کن و حیفتم نیاد.موفق باشی
  • زیبا بود و به اعتقاد من ترانه شما اسوده بود یعنی اسیر وزن و کلمات نبود اونچه که خواسته بودید بیان کنید رو عالی بیان کردید و برای من این اثر گذارترین قسمت ترانه شما بود.پیروز باشید
  • سلام مجيد عزيز بسيار ترانه زيبايي بود و از خوندنش لذت بردم فقط يه پيشنهاد دارم البته جسارتا ، به نظر من تو بيت اول به جاي ( ميان ) ( ميون ) مينوشتي بيشتر به بقيه ترانه ميومد موفق باشي دوست عزيز =D> =D>
    • سلام مرضيه عزيز اين دوگانگي زبان رو قبلا هم توضيح دادم مشكل اصليه منه اگه كاراول من رو بخونيد و به ترتيب بياد جلو متوجه اصلاح اين نكته ميشيد ولي هنوز نتونستم كامل رفعش كنم كاملا حق با شماست مي پذيرم دوست خوبم صميمانه سپاسگذارم بابت وقتي كه گذاشتيد
  • درود بر تو @};- @};- @};- @};- =D> =D>
  • =D> سلام آقا ی صادقی ترانه تون رو خوندم در القای فضا و زمینه ی ذهنتون در این کار آنچنان موفق بودید که اون سردی و پراکندگی و پریشانی و پشیمانی که به تصویر کشیده شده بود و از دل الفاظ بر می خاست منو از خوندن این ترانه در آستانه ی پشیمانی قرارداد! مثل یه نقش منفی که خوب اجراش کنن خیلی خوب این تم و حس نامطلوب رو باز آفرینی و باز گویی کردید امیدوارم هیچ یک از ما در هیچ ز مان چنین حسی رو تجربه نکنه! اما حالا که قلمتون داره توانایی رو در خیزش حس و نرمش پنجه تون تجربه میکنه دوست عزیز امیدوارم که در فضا های دلچسب و رمانتیک در فضاهای خاطره انگیز و نوستالژیک در فضاهای آرمانی و شور آفرین در فضاهایی با اِلِمانهای پیوند عاطفه ی جمعی و... هم پرسه ای بزنید و در این زمینه ها هم طبع آزمایی کنید نه تنها شما بلکه همه ی دوستان نازنینم که این کامنت رو میخونند بیایید یه مقدار موضوعات رو تمرکز زدایی کنیم و موضوعات رو توزیع کنیم و تمرکز رو از روی چند تا موضوع خاص باچنین بسامد بالایی برداریم .در فرم و محتوا تنوع بیاوریم بذاریم اگه اجرایی رو در تاکسی جایی مکانی بخواهیم گوش بدیم به محض شروع آهنگ که می خواد به کلام برسه نگیم الان میخواد بگه تو...من...رفتی... و...! این نظر و ایده ی منه حالا درست /نادرست ؟!رو این مسئله یه عمد وتعصبی دارم در آثارخودم هم چنین چیزی رو میبینید یکی مغرب یکی مشرق مثلا از زبان یه لوتی ترانه گفتم خودم خیلی هم دوسش دارم در کنارش مثلا گل شب بو رو هم دارم و... اینطوری یه موج یه خیزشی هم در آهنگسازی به تبعیت از اقتضای ترانه والحان متفاوت بوجود خواهد آمد ببخشید خیلی پرگویی کردم درد دلم زیاد بود بگذریم .کار شما خوب بود اون یه بیت رو میتونید اگه بپسندید اینگو نه اصلاح بفرمایید"ما از هم خسته از احساس به هم دوریم به هم دوریم" و اون یه بیت دیگه هم "نه میشه بی خیالت شم نه که عشقم ..توی مشتی" البته این با یه تغییر مختصر تقریبا" با الفاظ خودتونه .موفق باشید بسیار خوب در انتظار کارهای متنوع از شما و دوستان عزیزم @};-
    • سلام خانم رباني عزيز ممنون به خاطر وقتي كه گذاشتيد اينكه اكثر ترانه ها از تلخي و نا اميدي و هجران و دوري ميگه كاملا قبول دارم نميدونم چرا اين اتفاق افتاده شايد نوشتن از درد و غصه راحت تر باشه تا از اميد و شادي من هم با تمركز زدايي كاملا موافقم اما وقتي يه كسي يه چيزي رو مي نويسه برگرفته از ذهنشه شما هرگز نميتونيد به شخصي كه كاملا غمگينه بگيد يه جك بگو اون هر چي بگه از غم ميگه حتي اگه جك هم بگه جكاش تلخ خواهد بود دليل ديگه اش هم شايد اين باشه كه مخاطب امروز نوشته هاي غمگين و تلخ رو بيشتر مي پسنده بازم ممنونم بابت نگاه مهربانتان
  • جناب صادقی مرسی که منو به خوانش این اثر صمیمی دعوت کردین براتون تو پیام خصوصی نظر خواهم داد موفق باشین
    • ممنونم زهراي عزيز به خاطر وقتي كه گذاشتي و محبتي كه به من داشتي پيامت رو خوندم به نكته اي اشاره كرده بودي كه دوستان اشاره نكرده بودن چشم بانو مي آموزم
  • سلام دوست خوبم مجید نازنین کارتو خیلی دوست داشتم بخصوص شروع خوبش رو یه چندتا نکته می خواستم بگم که خانم سید موسوی کامل توضیح دادن وکار من هم راحت شد بهت تبریک میگم داداشم =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};-
    • سلام علي اكبر گل دوست خوبم ممنون كه اومدي و خواندي و خوشحالم كه دوست داشتي اين نظر لطف شماست خانم موسوي كه من واقعا نميدونم در برابر عظمتش چي بگم
  • سلام آقا مجید کار خوبی بود فقط بضی جاها میتونستی با انتخابهای بهتر ترانه بهتری بسازی لایک @};-
  • درود بر شما بسيار زيبا =D> =D> =D> =D>
  • سلام دادا گفتنیارو دوستان گفتند . خوندمتو لذت بردم آفرین . لایک به تو داداش گلم
  • سلام مجید جان همه چیزو خیلی خوب خانم موسوی تفسیر کرده پس فقط می تونم بگم زیبا و دست داشتنی بود. @};-
    • سلام احسان جان ممنون كه اومدي و خوشحالم كه خوشت اومد... خانم موسوي هميشه برايم يك استاد بوده من تو اين مدت خيلي چيزا از ايشون ياد گرفتم هم در زمينه ترانه سرايي و هم نكات اخلاقي بسيار زيادي خدا حفظشان كند و هميشه نگهدارشان باشد
  • درود برشما مجید عزیز ...چقد حس ترانت خوبه وچقد لمس پذیره ..جسارتن چند تا نکته ی کوچیک رو بهت می گم چون میدونم بسیار نقد پذیری..البته کوچکتر از اونم که بخوام نقدی بنویسم ولی نکاتی رو که به نظرم میرسه می گم ..توو مصراع نه میشه بی خیالت شم نه یه عشق توی مشتی به هر صورت باید باشی مث یه لنگر کشتی مجید عزیز (نه یه عشق توی مشتی ) عشق ِ توی مشت تعبیر خوب و شاعرانه ای نیست سکته هم ایجاد می کنه علاوه براون (لنگر ِ کشتی ) هم از طراوت و فضای لطیف ترانت کم می کنه و تشبیه همیشه بودن فرد و عشق اون فرد مثل بودن لنگر کشتی از جذابیت کارت کم می کنه ..جسارتن می خواستم با جابجایی ارکان کمی تغییرش بدم ولی اونطوری کل بیت تغییر می کنه چون راستش این بیت کلن بهم میریزه و قافیه هم تغییر می کنه که به خودم اجازه ندادم این تغییرو انجام بدم توو مصراع..(ما از هم خسته ایم آره از احساسی به هم دوریم) حس می کنم این مصراع مشکل تالیف داره چون (از احساسی ) کمی مجهوله واگه گفته میشد از کدوم احساس دوری و گویاتر این مطب رو بیان می کردی برای مخاطب باور پذیرتر میشد البته شاید بگی که توو مصراعهای قبل این زمینه سازی صورت گرفته ولی شکل جایگزینی وازه هات توو این مصراع اونطور که باید اینو نمی رسونه ..مجید عزیز برای اینکه بتونی حست رو درست و منطقی به قلم دربیاری اول باید معلول رو در نطر بگی مثلن برای همین مصراع اول باید بگی ...ما از چیه احساسمون از هم هم دوریم ..وبا درنطر گرفتن این مسئله به صورت شاعرانه دنبال علت باشی مثلن ...برای باور ِ احساسمون اما جقد دوریم یا ..برای باور احساس مون از هم چقد دوریم ..یا .. چقد بارونی و سرده هوای زندگی ای وای نه همراه نفسهاتم نه تو دیگه من و می خوایی =D> =D> =D> آفرین این خیلی عالیه ولی فکر می کنم آخرِِ می خوایی اشتباه تایپی صورت گرفته و باید (می خوای ) می نوشتی در کل ترانه زیبا و خوبی ازت خوندم وخیلی خوشحالم که نگاه خوبت قلمت رو دلنشین و باور پذیر کرده ...می پسندم ..موفق باشی =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};-
    • سلام فريباي عزيز استاد و دوست هميشه همراه ممنون از نگاه مهربانت بانوي مهربان آكادمي نكات ريز و بسيار زيبايي رو اشاره كردي من اينجام كه از شما دوستان بياموزم راستش اون بيت لنگر كشتي به دل خودم هم ننشست ولي حيفم اومد حذفش كنم درباره دوگانگي زبان كه انگار فقط يه جا به چشم ميخوره خودت چون نوشته هاي من رو دنبال ميكني بهتر از هر كسي ميداني كه اين مسيله هميشه مشكل من بوده اگه سري به نوشته هاي قبلي من بزني مي بيني كه با كمك شما خيلي بهتر شده چشم استاد خوبم تمام تلاشم رو ميكنم كه برطرف كنم در رابطه با پيش زمينه راجع به مصرع احساسي هم كاملا حق با شماست مي آموزم و سعي در عمل كردن به آن را دارم هميشه منتظر نگاه و راهنمايي شما بزرگان هستم
      • در ضمن خانم موسوي عزيز حرفاي شما براي من هيچ وقت جسارت نيست هميشه محبته
  • زیبا بود درود بر تو @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام دادا مجید عزیز چقد دوس داشتم این ترانه رو .....لایکید @};- سال خوبی رو براتون ارزو میکنم داداش عزیز
    • سلام آراس عزيز بانوي با ذوق آكادمي خوشحالم كه به نوشته من لطف داشتي سال خوبي رو در كنار خانواده محترم برات آرزومندم به قول دياناي عزيز به اميد ترانه باران
  • نه میری که رها باشم نه اینکه هم صدا هستی سلام. واقعا عالی بود. سلامت باشید. @};- @};- @};-
  • درود جناب صادقی به شدت لذت بردم می پسندم @};- @};-
  • =D> =D> @};-
  • زیبا مثل همیشه تبریک میگم..
  • درود مجید خان ترانه زیبایی سرودی @};- مضمونش عجیب به دلم نشست @};- لایکی @};-
  • مث بغضی فرو خورده تو راه سینه مو بستی نه میری که رها باشم نه اینکه هم صدا هستی =D> خیلی زیبا بود @};-
  • سلام جناب صادقی بزرگوار بسیار زیبا سرودید @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • درود جناب صادقی عزیز کارتون به دلم نشست خیلی بهتر از کارهای قبلیتون شدید بهتون تبریک میگم با ارزوی موفقیت بیشتر برای شما سپاس @};-
  • چقد بارونی و سرده هوای زندگی ای وای نه همراه نفسهاتم نه تو دیگه من و می خوایی =D> =D> =D> =D> =D> بسيار زيبا سرودي دوست خوبم @};- @};- @};- لايك
  • سلام مجید عزیز ترانه زیبایی سرودید . . .موفق باشید @};- @};- =D>
  • =D> =D> =D> @};- @};- @};-
  • درود بر مجید عزیزم مرسی بخاطر این ترانه ی احساسی و قشنگ فقط میتونم بهت بگم @};- هر چی ارزوی خوبه مال تو
  • درود برادر خوبم بالاخره اينجا اول شدم =D> =D> =D> =D> از ترانه ي زيباتون مثل هميشه لذت بردم برادرم @};- @};- خدا.....سايبون تموم ترانه هاتون..... @};- @};- @};-
  • حالا که عشق اجباری شده پایان رویامون بزار تا زندگیمون و بریزیم پای فردامون زیبا بود مخصوصا این قسمتش @};- =D>